(گروه كوهنوردی آريوبرزن بهبهان)
گسترش وترويج كوهنوروي به عنوان فعاليتي ورزشي تفريحي 
لینک های مفید

هشت نفر از همنوردان برای این برنامه اعلام آمادگی کرده بودند قرار بود در صورت مساعد بودن هوا و مسیر ،خط الراس شرقی را تا پازن پیر پیمایش کنیم و در غیر این صورت از دروازه نول به کوه گل برویم
ساعت 14 از بهبهان خارج شدیم و ساعت 18به شهر زیبای سیسخت رسیدیم وبعد از استقرار در تربیت بدنی و تعویض لباس با دو دستگاه تاکسی سرویس به طرف گردنه بیژن رفتیم ساعت 19 بود و همه آماده و مصمم گام در پاکوب های برف کرمو گذاشتیم ،هنوز مسافت زیادی از مسیر را طی نکرده بودیم که با اولین یخچال روبرو شدیم و جویبارهایی که به هر طرف جاری شده بود. و همچون موهایی سپید در گیسوانی سیاه و در دل کوهها به چشم میخورد
پس از عبور ازاولین یخچال همچنان به صعود با کوله های سنگینمان ادامه دادیم و در این میان چندین بار دیگر از
یخچالهای موجود در مسیر عبور کردیم
کم کم روشنایی روز جایش را با تاریکی شب عوض میکرد و خورشید هر لحظه از فروغش کاسته میشد. سفیدی یخچال ها و تیکه های بجا مانده برف بر روی خاکستری کوهها جلوه ای بسیار زیبا آفریده بود .هر چه بیشتر به جلو میرفتیم سنگینی کوله ها را بیشتر بر گرده هامان احساس میکردیم ،ولی ما اراده کرده بودیم تا یکنفس و با کمترین تلفات زمان، مسیر برف کرمو را بپیماییم از این رو فقط گاهی به جهت نوشیدن آب توقف میکردیم و آرام آرام ولی پیوسته و یکنواخت در جهت پاکوب گام می نهادیم
اکنون دیگر تیره گی شبانگاهان بصورت کامل بر منطقه غالب شده بود ولی این غلبه دیری نپایید ، و بادرخشش ماهتاب پر فروغ در هم شکسته شد آری قرص کامل ماه بزودی همه جا را روشن کرد و ما دیگر حتا نیازی به چراغ پیشانی هم احساس نمی کردیم .
ساعت 10 شب بود که به محوطه مسطح زیر قله برف کرمو بر روی خط الراس رسیدیم و پس از استراحتی چند دقیقه ایی اقدام به بر پا نمودن چادر ها کردیم
اطرافمان پوشیده از برف بود و تنها چند نقطه مناسب و خالی از برف در آن حوالی وجود داشت که بنظر می رسید قبلا دیگر کوهنوردان نیز در آنجا چادر زده بودند و آثاری نیز ازآنان بر جای مانده بود
پس از آن شام صرف شد و بساط استراحت مهیا گردید
صبح راس ساعت شش حرکتمان را به سمت مسیر نمک و کل خرمن آغاز کردیم در همان آغاز برنامه یکی از همنوردان دچار کوه گرفتگی شد از این رو حرکتمان با تاخیر و آرام صورت گرفت ، پس از طی مسافتی تقریبا دو ساعته، کم کم به دروازه کل خرمن نزدیک می شدیم و همنورد ما هنوز هم مشکل ارتفاع زدگیش بر طرف نشده بود اگر چه با توجه به پیشینه و سابقه ای که از دوست عزیزمان داشتیم تا حدودی پیش بینی این وضعیت را کرده بودیم ولی در دوره های قبل با یک شب ماندن در ارتفاع، هم هوا شده و حال طبیعیش را باز می یافت ولی این بار لحظه به لحظه حال عمومیش بدتر میشد و ما نیز بشدت نگران وضعیتش شدیم ،در این حال ما نیز با دادن مایعات و مواد قندی ونمکی سعی در تامین آب و املاح از دست رفته وی می کردیم تا بلاخره بعد از مدتی حالش بصورت نسبی رو به بهبودی نهاد
زیر قله نمک با گروهی از کوهنوردان آذربایجانی نیز برخورد نمودیم که آنان هم قصد داشتند خط الراس شرقی را با فتح قلل آن بپیمایند مردانی سخت مصمم و توانا و با اراده های آهنین از خطه قهرمان پرور آذربایجان که این همه طول مسیر را پیموده بودند تا در جنوب کشور قللی را بپیمایند که بنا بر علاقه و دلایل شخصی و خاص انتخاب کرده بودند .
باری بعد از عبور از شیب تند بعد از دروازه کل خرمن به مسیری تراورسی رسیدیم که برف و باران زمستان گذشته بکلی پاکوبش را خراب کرده بود و میبایست کاملا با احتیاط و سنجیده گام بر زمین گذاشت تا دچار لیز خوردگی و سقوط نشوی در قسمتی از آن نیز توده برفی با شیبی بسیار تند و لغزنده و دره ای در زیر آن بر سر راهمان بود و از این رو اولین اشتباه، آخرین اشتباهمان میشد
لذا دوستان بنا به توانایی شان هرکدام مسیر امنی را برای خود برگزیدند تا بلاخره از آن منطقه عبور کردیم و پس از آن گردنه کل خرمن را دور زده به طرف دروازه نول سرازیر شدیم ،دروازه نول در ارتفاع 3750 متری از سطح دریا قرار دارد و در پایین دست آن جویباری پر آب که حاصل ذوب شدن یخچال های موجود در زیر قله کل خرمن است بسوی روستاهای نقل و دنگزلو در جریان بود .
ساعت حدود 14 بود و ما زمان زیادی را از دست داده بودیم . و جسممان بشدت خسته شده بود.سنگینی کوله ها و بد حالی دوستمان و همچنین از بین رفتن پاکوب تراورس زیر کل خرمن عامل اصلی خستگی و تخلیه انرژی بود ،لذا تصمیم گرفتیم ساعتی را به استراحت پرداخته و پس از بررسی منطقه و موقعیت و شرایط جغرافیایی در صورت لزوم به ادامه مسیر بپردازیم
پس از لختی استراحت چهار نفرمان مقداری جلو تر رفته به قیفی برفی رسیدیم که در بعضی از نقاطش شیب بسیار تند بود و بعد از آن نیز تراورسی زیر قله نول شمالی که پوشیده از برفی سنگین بود لذا پس از تبادل نظر با دوستان و ارائه گزارش و شرایط منطقه و با توجه به بد حالی دوستمان تصمیم به فرود از یخچال زیر کل خرمن به طرف روستای دنگزلو به قصد دیدن آن قریه زیبا و غار معروف دنگزلو نمودیم .
لذا از یخچال مذکور پایین رفته و به طرف روستا سرازیر شدیم 3 ساعت زمان نیاز بود تا به روستا برسیم
در این میان با چند نفر از روستاییان که به دلایل شخصی و یا چیدن گیاهان کوهی در آن کوهستان بودند آشنا شدیم انسانهایی بسیار شریف و مهربان که از همان ابتدا ما را دعوت به رفتن به روستا و سپس منازلشان نمودند و همچنین راهنمایمان در پیدا کردن مسیر حرکت به سمت روستا شدند . باری ساعت 21/30 بود که به روستای دنگزلو رسیدیم و همسفرانمان قبل از رسیدن با موبایل وسیله ایاب و زهاب را تدارک دیده بودند سپس با اصرار فراوان خصلت مهمان نوازی و مروت روستاییان را به ما یادآور شده جهت استراحت شبانه ما را به منزل شخصی بردند و با پذیرایی از اشخاصی که لحظاتی پیش با آنان آشنا شده بودند ما را شرمنده خویش نمودند
باری پس از استراحت شبانه، صبح با صدای خروس های روستا بیدار شدیم و پس از صرف صبحانه که باز آقای بختیاری و خانواده محترمشان زحمتش را کشیده بودند جهت دیدن غار دنگزلو با آن خانواده محترم خداحافظی نموده و از تل محمد به روستای دنگزلو رهسپار شدیم .
برای رفتن به طرف غار باید به سمت باغات سیب و رود خانه ایی که از بالا دست آن و از جوشش چشمه های فراوان و برفاب ها پدید آمده و در جوار کوه دنا قرار دارد به طرف شرق و چند متر بالاتر از رودخانه رفته و غار را مشاهده کرد.این محل حدودا 15 دقیقه با روستا فاصله دارد
(غار دنگزلو درازترین غار شناخته شده دنا، با طولی نزدیک به ۶۰۰ متر و در ارتفاع ۲۲۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد. این غار با عمقی حدود ۱۰ متر یکی از انواع غارهای آهکی است که به علت جریان آب در داخل غار اشکال زیبایی در‌ آن مشاهده می‌شود. غار دارای چند تالاب کوچک و بزرگ ، چندین راهرو ، تالار و دخمه است. تالار بزرگ این غار دارای انواع چکنده ها ( استلاگتیت ) و چکیده ها ( استلاگمیت ) در رنگ ها و شکل های مختلف است. علاوه بر این قندیل های فراوانی در این غار زیبا به چشم می خورد که در اثر عبور آب رودخانه و انحلال آهک ها در این مسیر ایجاد شده است. وجود تالاب های بزرگ و کوچک در غار و حرکت با قایق در مسیر این غار ناخود آگاه بازدیدکنندگان را به یاد غار علیصدر همدان می اندازد. آب این غار یکی از منابع مهم تامین آب منطقه پادنا و باغات سیب آن محسوب می شود. )
جهت بازدید از غار باید با تجهیزات مخصوص غار نوردی و غواصی به محل رفت و در غیر این صورت چون ما از دیدن زیبایی های آن محروم خواهید شد
لذا پس از بازدید سطحی از غار مجددا به طرف رودخانه زیبای دنگزلو برگشتیم و پس از گذراندن اوقاتی خوش و عبور از میان باغ های سیب با اجاره دو دستگاه سواری به طرف سیسخت براه افتاده و پس از حضور در تربیت بدنی و تعویض لباس سوار بر ماشین هایمان شده و به طرف بهبهان حرکت کردیم .
افراد حاضر در این برنامه
1-حمید محسنی
2-تقی فروزانی
3-خیرالله پژمانفر
4-جمشید عباسی مقدم
5-جهان کلانتری
6-غلامرضا مشکین زاده
7-مهدی حبیبی
8-جمشید صناعی
گزارش از جمشید صناعی
20/3/94

[ چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:39 ] [ ]
 ساعت 14 روز جمعه یازده اردیبهشت ماه بود که با یک دستگاه مینی بوس کولر دار به مقصد شهرستان ایذه و نهایتا روستای آبخوگان ازبهبهان خارج شدیم برنامه بصورت مشترک با همنوردان گروه ارجان صورت می گرفت از گروه آریوبرزن 13 نفر و از گروه ارجان 8 نفر در این برنامه حضور داشتند. چهار نفر از دوستان گروه ارجان با وسیله شخصی در این برنامه ما را همراهی میکردند .
پس از عبور از شهرستانهای رامهرمز و باغملک به شهرستان ایذه رسیدیم و پس از چند کیلومتر طی مسیردرجاده شهرکرد ، به شهرک صنعتی و سپس روستای اژگیل و در نهایت روستای آبخوگان در ساعت 19 رسیدیم .مسافت و زمان زیاد حضور در مینی بوس و کولر نه چندان خوب آن بچه ها را خسته کرده بود .
پس از هماهنگی با یکی از جوانان روستای آبخوگان وی متقبل شد که بعنوان راهنما ،گروه را همراهی کند.

از قبل برنامه ریزی شده بود که به جهت استفاده از خنکی هوا پس از تعویض لباس سریعا به سمت چشمه ای که محل شبمانی در نظر گرفته شده بود حرکت کنیم تا فردا کمتر در معرض تابش آفتاب باشیم هر چند که در هر صورت بخشی از برنامه بلاجبار در گرمای روز انجام میگرفت . ولی ما باید تلاش میکردیم تا حد امکان این زمان را کم کنیم ،لذا ساعت 19/30 با نظمی خاص به حرکت در آمدیم و پس از عبور از تنگه به دو راهی رسیدیم که یکی به راست و دیگری به چپ می رفت ،مسیر درست ، مسیر سمت چپ بود و ما در آن سمت به حرکتمان ادامه دادیم
دره ها وشیبها را یکی پس از دیگری پشت سر میگذاشتیم و از سنگها وصخره ها عبور میکردیم ، کم کم هوا تاریک و شب فرا پی رسید، ولی خوشبختانه شبی بود که ماهتاب در آسمان حضور داشت وشناسایی مسیر چندان برایمان دشوار نبود ،بعلت خستگی که در اثر پنج ساعت حضور در ماشین عارض شده بود وبعد از آن هم سریعا به حرکت در آمده بودیم زمانی بیشتر از آنچه انتظار داشتیم صرف شد تا به چشمه رسیدیم بیش از سه ساعت در مسیر بودیم . و این زمان تقریبا یک ساعت با زمانی که ما پیش بینی کرده بودیم اختلاف داشت و همین باعث خستگی مضاعف شده بود.

شب تمام تلاشش را میکرد تا خود را بر منطقه غالب کند و سیاهی را حاکم نمایید ،ولی حضور ماه و درخشش نقره فامش این فرصت را از او گرفته بود وتلفیقی از روشنایی و تاریکی پدید آمده بود که برایمان بسیار خوشآیند بود.
پس از استراحتی کوتاه و بر پایی چادر ها و چاله ای پر از آتش بساط شام به سرعت مهیا گردید، و چای که خستگی این راه طولانی را از ما می زدود.
ساعت حدود یازده بود که از یکی از چادر ها آوازی دلنشین بگوش رسید و دیگر دوستان با حضور در آنجا و همصدا با خواننده ، وی را همراهی کردند
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

بهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

و دیگر
چه شودکه به چهره زرد من ، نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من ، به یکی نظاره دوا کنی
تو شهی و کشور جان ترا ، تو مهی و جان جهان ترا
ز ره کرم چه زیان ترا ،که نظر به حال گدا کنی....والا آخر

و شوخی و خنده که تا پاسی از شب ادامه داشت و سپس خستگی که کم کم خود را بر چشمها تحمیل میکرد و دوستان را یکی یکی به درون کیسه خوابها میکشاند
من اما مسحور این شب مهتابی و منظره کوه و تک درختی که در نور سیمگون ماه جلوه ای بس زیبا به خود گرفته بود و صدای اخگرهایی که از چاله آتش به گوش می رسید و گهگاه جرقه هایی را به اطراف می پراکند تا ساعتها همچون اکثر شبها یی که عظمت کوهستان مانع خوابیدنم میشد تا صبح چشم بر هم نگذاشتم

"شب است و کوه وسکوت است و ماهتاب و ستاره
حضور چشمه و عطری ز روی سنبل و لاله
چقدر شب که چنین سان گذشت بر من و یاران
هزار باد چنین شب ،هزار باد دوباره"

 

باری ساعت 5 بیدار باش زده شد و صدای خانم های همنورد مصمم و پر توان زود تر از بقیه افراد بگوش رسید. خانم هایی که مظهر سر سختی و تلاش و اراده هایی آهنین بودند . حدودا نیم ساعت بعد همه دوستان به استثنای همنوردانی که ترجیع دادنددر همان منطقه به سیر و سیاحت بپردازند با لباس و کفش مناسب و به ستونی منظم به طرف کوه و قله منگشت به حرکت در آمدیم .هوا هنوز تاریک بود و گروه پس از عبور از چند وورد و آلاچیق مربوط به اهالی منطقه که به آنجا کوچ کرده بودند و به دامداری مشغول بودند با پارس بی وقفه گله ایی از سگان محافظ به راه خود ادامه داد اینک دیگر هوا کاملا روشن شده بود و مناظر بسیار زیبا و بکری را در مسیر مشاهده میکردیم که واقعا برایمان بی بدیل و بسیار شگفت انگیز بود ،ساعت 8 بود که پس از عبور از منطقه ایی سنگلاخ وشیبی تند به زیر قله منگشت رسیدیم ، تا قله راه چندانی نبود و دوستان مصمم شدند تا واپسین لحظات این پیمایش را نیز به خوبی و موفقیت سپری کنند از آنرو سریعا بسوی قله حرکت کردیم و پس ازنیم ساعت به قله رسیدیم و پس ازگرفتن عکس مجددا به زیر قله که منطقه ای مسطح بود جهت صرف صبحانه مراجعت نمودیم .
پس از صرف صبحانه سریعا به محل استقرار چادر ها حرکت نمودیم و بعد از 2 ساعت به یکی از آلاچیق های عشایر منطقه که از فامیل های راهنمای گروه بود رسیدیم و با استقبال محبت آمیز آنان و پذیرایی با چای و لیمو و دوغ خلوص و سخاوت عشایر غیور منطقه را به ما نشان دادند و این در حالی بود که بهیچ عنوان حاضر به پذیرش وجهی از ما بعنوان تشکر و قدر دانی نشدند .
باری بعد از سپاسگذاری از مهمان نوازی عشایر سخاوتمند منطقه و گرفتن چندین عکس یادگاری به طرف چادر هایمان حرکت کرده و پس از 15 دقیقه به دوستانمان پیوستیم ،و پس از جمع کردن چادر ها واستراحتی کوتاه سریعا مسیر برگشت را تا روستای آبخوگان پیمودیم ودر ساعت 14/30 بعد از تشکر وسپاسگذاری از اهالی مهربان و مهمان نواز روستا بطرف بهبهان حرکت کرده و ساعت 20/30 به بهبهان رسیدیم

افراد گروه آریو برزن و گروه ارجان حاضر در برنامه
خانم ها
1-عصمت اسکافی
2 فریبا کلانتری
3-سحر گرایمی
4- خانم آذر
آقایان
1-حمید محسنی
2-تقی فروزانی
3-خیرالله پژمانفر
4-صمد آیتی
5-عیدی دامی
6-حمدالله پژمانفر
8 -مهدی حبیبی
9- غلامرضا مشکین زاده
10-جمشید صناعی
11- عابد آقاجری
12-حسن آیتی
13-علیزاده
14- علی گنجدار 
15-علی عابد نژاد
16-محمد قلی نژاد
17-رضا بهمنش

             گزارش از جمشید صناعی
                         20/2/94

[ چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:34 ] [ ]
گزارش پیمایش ،از شراب گیران به ساورز و فرود از روستای دیلگون

با راننده مینی بوس هماهنگ شده بود که حرکتمان ساعت سه بامداد روز 20 /1/ 93 از فلکه لاله باشد و از انجا به فلکه محسنی و سپس به طرف دهدشت راهی شویم و از انجا نیز به طرف شراب گیران برویم .برنامه راس ساعت مقرر آغاز شد و پس از تکمیل نفرات و البته با کمی معطلی جهت جاسازی کوله ها ، به سمت مقصد حرکت کردیم و ساعت 6 بامداد به شراب گیران رسیدیم ،هوا کمی سرد بود میبایست لباس مناسب بپو شیم تا دچار سرما خوردگی نشویم ، پس از اماده شدن همه اعضاء، و در گرگ و میش هوا در جوار نهر بزرگ و پر آبی که از چشمه های پرآب بالا دست سر چشمه می گرفت به حرکت در آمدیم.
تعداد افراد گروه مان 11 نفر بود و به ستون یک و با نظمی خاص به حرکت در آمده بودیم . مناظر این فصل شراب گیران انقدر زیبا و دل انگیز بود که نمیشد هر لحظه کمی متوقف نشد و به آن مناظر زیبا و بکر با دقت نگاه نکرد.هر چند که پاییز شراب گیران را هم دیده ایم و ان را هم فصل بی نظیری میدانستیم و این که پاییز ،کلکسیونی از رنگها در درختها و برگهای ریخته شده بر روی زمین را به نمایش می گذاشت را هیچوقت فراموش نمی کنیم.
بعد از حدود یکساعت پیاده روی به سد کوچکی رسیدیم که جهت مدیریت اب و سیلاب به تازگی ساخته شده بود و محیطی را بوجود آورده بود بسیار زیبا و
دلانگیز ،وجود درختان بیشمار در اطراف ان و نهر بسیار پر اب وتلفیق موسیقایی باد و آب و نوای پرندکان چنان فضا را دلنشن کرده بود که دوستان آرزو میکردند کاش میتوانستند اعضا خوانوادهایشان را هم به چنین مکان دنج و زیبایی میاوردند.
باری ،حدود یکساعت دیگر راه رفتیم تا به چشمه سار های بسیار پر آبی رسیدیم که حجم بسیار زیادی آب را از درون زمین به بیرون و داخل نهر می ریختند .همان محل را مناسب برای صرف صبحانه دانستیم و پس از دم کردن چای بر روی آتشی که بر روی هیمه ها بر افروخته بودیم و صرف آن مجددا ساعت 9 براه افتادیم. شیب تندی را پیش رو داشتیم و پس از حدود یک ونیم ساعت کوهپیمایی به جایی رسیدیم که باغی بود و آب انباری در کنارش و اطرافش پر بود از لاله های واژگون .دوستان ترجیع دادند در آنجا نیز زمانی را به گرفتن عکس و خوردن میوه وتنقلات وچای بگذرانند. شیب کوه تند بود و هر چند وقت به چنین تجدید قوا یی نیاز داشتیم. با توجه به چشم انداز ی که از منطقه میدیدیم به نظر می رسید در ارتفاعات پهنا لیلی بودیم .
مقصد ما به طرف دشت دامور بود و تا آنجا حدود دوساعت دیگر پیمایش در شیب را پیش رو داشتیم . این زمان را هم با هر سختی که داشت پشت سر گذاشتیم. و ساعت 2 به دشت زیبای دامور رسیدیم دشتی سر سبز و وسیع که به تازگی عده ای در بعضی از مناطق آن اقدام به کاشت نهال درخت گردو کرده بودند ولی هنوز هیچکدام به اندازه ایی نبودند که ثمری یا حتی سایه ای داشته باشد از این رو و با وجودی که هوا در سایه بسیار خنک بود در آفتاب سوزنده و طاقت فرسا بود و در صورتی که سر و صورت و کلا جایی از بدن انسان پوشانده نمیشد به سرعت دچار سوختگی میشد .
البته انتهای دشت دامور به جایی ختم میشد که انبوهی از درختان ذالزاک در انجا به چشم می خورد و محافظ خوبی بود برای جلوگیری از تابش شدید آفتاب بود.
ساعت 16/30 دقیقه بود و ما حدودا 1/15 ساعت دیگر پیمودیم تا به روستای تسوج و چشمه بسیار پر آب کرکورته که سر چشمه رودخانه خیراباد بهبهان و یا زهره است، رسیدیم. و پس از کمی استراحت و کندن کفشها و گذاردن پاها در آب سرد چشمه تصمیم گرفتیم برای استراحت شبانه به امامزاده گلبهار برویم .مرحله اول برنامه را به خوبی و خوشی والبته با خستگی فراوان به پایان رسانده بودیم حدود دوازده ساعت کوهپیمایی و پیمایش واقعا خسته مان کرده بود . در اولین فرصت در امام زاده البته پس از شستشو ی سر و صورت و رفع نیاز های اولیه ، سریعا به گیراندن آتش جهت گرم کردن غذا که هم نهارمان بود وهم شام اقدام کردیم و پس از صرف غذا سریعا در یکی از اتاق های امامزاده گلبهار مقدمات خواب را فراهم کردیم.

صبح زود با صدای قوقولی قوی خروس های روستاییان با محبت و همچنین سر و صدای دوغ زدن های خانمهای زحمت کش روستایی که مشک ها را در جهت افقی به جلو و عقب میبردند بیدار شدیم و سریعا آماده حرکت به سمت ارتفاعات و قله ساورز شدیم. ساعت 6/30 دقیقه از روز 21 فروردین 94 بود روزی عالی وکمی ابری که لازمه برنامه هایی چنین طولانی و سنگین است . حرکت از امام زاده با کوله های به دوش کشیده آغاز شد ، از همان اول شیب شروع شد و تا آخر ادامه داشت مسیری پر شیب و فوق العاده زیبا را پشت سر گذاشتیم به منطقه ای رسیدیم که مملو بود از گلهای اشک (لاله های واژگون) دوستان اقدام به گرفتن عکس های یادبود می کردند و هر چقدر بیشتر صعود می کردیم مناظر بکر و دیدنی بیشتری را مشاهده می کردیم پس از پشت سر گذاردن چندین شیب تند به منطقه ای رسیدیم که پر بود از گیاه خوردنی وارزشمند بیلهر که دارای ارزش غذایی و دارویی زیادیست و اخیرا بواسطه هجوم بیش از اندازه سود جویان در معرض ریشه کن شدن قرار گرفته ،از این رو کمی بیشتر کنترل شده و برداشت در حجم بالا بعنوان قاچاق تلقی میشود.
باری ،پس از یکی دوساعت کوهپیمایی به چشمه ایی سر بسته رسیدیم که دقیقا زیر قله ساورز قرار داشت و دشتی بود پوشیده از گلهای اشک در رنگها و شکل های مختلف و تا چشم کار می کرد بوته ها و غنچه های نشکفته این گل زیبا بچشم می خورد که بواسطه سرد بودن منطقه نسبت به پایین دست هنوز شکفته نشده بودند.بساط صبحانه در آنجا گسترانده و آتشی گیرانده شد. پس از صرف صبحانه وچای بطری های آبمان را از چشمه پر کردیم و آماده صعودی جانانه به سمت قله ساورز شدیم .ساعت 12 از چشمه براه افتادیم ،خورشید با پنجه های طلاییش از زیر پیراهن لطیف ابر ها گرمایش را آرام آرام به بیرون و بر سر و صورت ما می ریخت ، در جدال خورشید و ابر گاهی ابر و گاهی آفتاب منطقه را اشغال میکردند ، در زمان پیروزی ابر گاهی باران نیز به شوق این پیروزی و با لطافتی بی مانند ما را مورد نوازش قرار می داد.و ما نیز بواسطه فرار از تابش و سوزش اشعه آفتاب دوست تر داشتیم پیروزی با ابر باشد اما نه چندان که ببارد ،که خیس شدن در کوهستان میتواند بسیار خطر ناک و سخت باشد.
حدودا یک ساعت نیم طول کشید تا پس از پشت سر گذاردن شیب تندی به قله ساورز رسیدیم و پس از مختصر استراحتی ساعت 13/30 به سمت چپ خط الراس رفته و بعد از عبور از یخچالی نه چندان بزرگ به طرف روستای دیلگون سرازیر شدیم . سرا شیبی بسیار تند و خطر ناکی بود و بواسطه خستگی زیاد عضلات می بایست کاملا جوانب احتیاط را رعایت کنیم تا در هنگام فرود دچار سقوط و یا حادثه نشویم. خوشبختانه پس از سه ساعت فرود بی وقفه به دامنه زیبایی رسیدیم که مملو بود از گیاهان معطری چون تره کو هی، پونه ،و ...و در منطقه ای نیز کنگر بسیار مرغوبی که روستاییان با ابزار مخصوص مشغول استخراج از زمین بودند به وفور به چشم می خورد . پس از عبور از روستای دیلگون و رودخانه سر راه به جاده اصلی بین یاسوج و سادات رسیدیم و پایان برنامه ای زیبا و بیاد ماندنی که سالها در خاطرمان میماند .
در این برنامه جای همه دوستانمان واقعا خالی بود بخصوص آقایان عباسی مقدم ، رامشی، حمدالله پژمانفر،مشکین زاده و دیگر عزیزانی که نتوانسته بودند در این برنامه حضور داشته باشند.
و با تشکر ازآقای مهدی حبیبی سرپرست محترم برنامه که زحمت زیادی را جهت هماهنگی و برپایی برنامه متحمل شدند.

افراد شرکت کننده در این برنامه
1-حمید محسنی
2- تقی فروزانی
3-خیرالله پژمانفر
4-مهدی حبیبی
5- عیدی دامی
6 - جهان کلانتری
7- صمد آیتی
8- سعید ادیبی
9- مسعود محمدی
10- علی علی نسب
11-جمشید صناعی

گزارش از جمشید صناعی
25/1/94

[ چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 23:27 ] [ ]
 

سلام دوستان، بلاخره مشکل سایت و سرور های بلاگفا بعد از بیش از یکماه و اندی رفع شد

 

انشالله بزودی گزارش برنامه های انجام گرفته را خدمت بزرگواران تقدیم می کنیم 

البته به نظر می آید مطالب سال 93 به کل حذف شده اند که. باید تلاش کنیم. در صورت امکان بازسازی بشه 

 

[ چهارشنبه سوم تیر ۱۳۹۴ ] [ 17:37 ] [ ]

گزارش پیمایش بخشی از خط الراس شرقی دنا از برف کرمو تا تا پو 23/24/25 مهرماه
شاید زمان مناسبی را انتخاب نکرده باشیم، و زود تر از اینها باید این برنامه را اجرا میکردیم، ولی انتخابی در کار نبود، و اجرا برنامه هر هفته بواسطه مشکلات و گرفتاری های اعضای مصمم بدلائلی به تعویق می افتاد. در آخرین هفته هم دو نفر دیگر از همنوردان خوبمان بدلائل شخصی نتوانستند همراهی مان کنند.لذا دیگر واقعا فرصتی نمانده بود،این بود که با سه نفر برنامه را در ساعت 17 چهارشنبه 23 مهرماه از گردنه بیژن. به طرف برف کرمو آغاز کردیم،
هوا کمی سرد ولی دلچسب بود و همه چیز برای یک صعود خوب و خاطره انگیز فراهم .بعد از دو ساعت و بیست و پنج دقیقه حرکت با گامهای در اول آرام و سپس نسبتا تند و پس از عبور از چندین شیب و سر بالایی تند به خط الراس و زیر قله برف کرمو رسیدیم ،هوا کاملا تاریک و سرد شده بود و ما فورا بساط چادر را بر پا کردیم.و پس از گپ و گفتی دوستانه و مرور برنامه فردا، وصرف شام به استراحت شبانه پرداختیم . با خود قرار گذاشته بودیم روز دوم برنامه را در صورت مساعد بودن شرایط جوی تا قاش سرخ پیمایش کنیم وشب را در آنجا بیتوته نماییم. وصبح روز سوم را بعد از صعود از قاش سرخ به طرف تاپو وسپس رمبسه و نهایتا پازن پیر صعود کنیم. ضمن اینکه گزارش هواشناسی هوای دنا را برای روز جمعه کمی تا قسمتی ابری در بعضی ساعات همراه با بارش مختصر گزارش کرده بود.
در نیمه های شب هوا بشدت سرد شده بود و سرما بدرون کیسه خوابهایمان هم نفوذ میکرد. پس از پشت سر گذراندن شب اول وبیدار باش در ساعت 5/45 بامداد ،اقدام به جمع کردن چادر نمودیم، یک لایه یخ نسبتا ضخیم قسمت بیرونی چادر را پوشانده بود. ساعت 6/15 به طرف چشمه داخل دره سمت راست قله حرکت کردیم تا صبحانه را در آنجا صرف کنیم 40 دقیقه تا چشمه راه بود، و. پس از صرف چای و صبحانه ای مختصر. در ساعت 7/15 به طرف قلل نمک و کل خرمن حرکت کردیم،پس از عبور از صخره ها و چندین شیب تند
و. نفس گیر و عبور از دروازه کل خرمن و تراورس مسیر غربی زیر قله کل خرمن پس از 4 ساعت پیمایش در ساعت 11 به دروازه نول رسیدیم.استراحتی نموده وآبی وتنقلاتی صرف کردیم دوباره کوله ها را به دوش کشیده و حرکت را از سمت راست تیغه ها به طرف نول شمالی. ادامه دادیم. و با تراورس مسیر پر شیب زیر قله نول شمالی به خط الراس رسیدیم و سپس به طرف نول جنوبی حرکت کردیم. و بعد از عبور از دره ای با شیبی تند. در ساعت 15 به محلی مناسب نصب چادر در زیر قله قاش سرخ رسیدیم باد به شدت می وزید و در روند حرکتمان خلل ایجاد میکرد و با توجه و به اینکه شناختی جغرافیایی کاملی از ادامه مسیر نداشتیم واینکه آیا در صورت ادامه حرکت جای مناسبی برای شب مانی پیدا میکنیم یا نه تصمیم به شبمانی در همان نقطه گرفتیم. تا اینجا دقیقا طبق برنامه پیش بینی شده عمل کرده بودیم و خوشنود از عملکرد و توان گروه . چادر را در شرایط وزش بادسرد و شدید با زحمت زیاد بر پا کردیم
پس از صرف شامی گرم ومختصر و از فرط خستگی به کیسه خوابهایمان فرو رفتیم. نیمه های شب باد و طوفان شدیدی به همراه مختصری تگرگ در گرفت و هر لحظه به شدت آن افزوده میشد. تا اینکه نهایتا. در ساعت 1/30 بامداد شدت آن باعث کنده شدن میخهای چادرشد و چادر در هوا معلق و به اینسو و آنسو و با سر و صدای زیاد درشرف پاره شدن بود. که سریعا اقدام به محکم کاری و انجام تمهیدات لازم گردید، طوفان و باد تا صبح ادامه داشت،وخواب را از چشمانمان گرفته بود ، ناچارا زود تر از موعد مقرر ساعت 5/30.تصمیم به جمع کردن چادر و ادامه حرکت نمودیم.هوا گرگ و میش بود و زیبایی منحصر بفردی داشت. جمع کردن چادر در آن شرایط طوفانی بسیار مشکل مینمود باد شدید اجازه این کار را از ما گرفته بود . با هر زحمتی بود پس از 30 دقیقه تلاش چادر را جمع و
حرکت را به طرف قله قاش سرخ آغا
ز کردیم وپس از آن به سمت تاپو ادامه مسیر. دادیم. به مدخل ورودی دروازه تاپو رسیدیم باد امانمان را بریده بود و اکنون دیگر کاملا هل مان میداد. ضمن اینکه بارش دانه های ریز تگرگ نیز همچون سوزن به سرو صورتمان فرو می رفت. به عقب برگشتیم و در جانپناهی به امید آرام شدن هوا ساعتی را گذراندیم امیدی به بهتر شدن هوا نبود. ابرهای سیاهی از دور این حس را در ما تقویت میکرد که بر خلاف گزارش هواشناسی ابر ها پر بار و پر انرژی اند . در این شرایط بهترین کار گرفتن تصمیمات عاقلانه و به دور از احساس است .هر چند که وقت و انرژی زیادی را برای انجام کامل این برنامه صرف کرده بودیم و بیش از سه ساعت دیگر تا پایان برنامه نمانده بود هنوز 8/30 صبح بود و ما فرصت داشتیم تا قلل رمبسه و پازن پیر را نیز پشت سر بگذرانیم ولی شرایط جوی این فرصت را از ما گرفت ولی در هر شرایطی سلامتی اعضاء گروه مهمترین رکن برنامه و در اولویت قرار دارد. لذا پس از تبادل نظر و تصمیم گیری مقرر شد تا برنامه را به پایان. رسانده و مسیر برگشت را از نول جنوبی به دره نول انتخاب کردیم. در طول مسیر برگشت بارش تگرگ و باد باران بطور متناوب ادامه داشت . واز ساعت 12 ظهر به بعد رعد وبرق نیز به ان افزوده شد. بدون فوت وقت و استراحت و سریع از ارتفاع میکاستیم ولی تمامی سنگها بواسطه خیس شدن لیز و شل شده بودند و این مسئله مستلزم احتیاط بیشتر و حرکت دست به عصا میشد و از سرعتمان میکاست بهر روی پس از ساعتها حرکت در ساعت 15. با لباسهایی کاملا خیس به محیط بانی کوه گل رسیدیم و پس ازتعویض لباس و تماس با تاکسی سرویس به خانه کوه رفته و برنامه را به پایان رساندیم

 

افراد شرکت کننده در این برنامه 

 

1-حمید محسنی

2- خیرالله پژمانفر

3- جمشید صناعی

                                       1/8/93

[ دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:26 ] [ ]

                     همه چیز برای علاقمندان به کوهنوردی


                      پرداختن به کوه‌نوردی حساب و کتاب دارد

                                                

اگر خیلی کوه نرفته‌اید و بی تجربه هستید، بدون آمادگی لازم، کوه‌نوردی را شروع نکنید. این کار برای خودش کلی حساب و کتاب دارد که قبلش باید آنها را بدانید

 برای انجام یک کوه‌نوردی موفق باید از نظر جسمی شرایط خاصی داشته باشید؛ البته این بدان معنا نیست که اگر فاقد این شرایط هستید باید به طور کلی قید این کار را بزنید بلکه سعی کنید از مسیرهای راحت تر و کم خطرتر استفادهکنید. بعضی از این شرایط شامل موارد زیر است.

 



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:12 ] [ ]
        اجرای برنامه مشترک با گروه پیکان بهبهان


تاریخ اجراء:        13/10/92  

مدت اجراء :       یک روزه 

محل برنامه :     از مارین به  کوه خامی از مسیر  یال گناوه 

 زمان پیمایش :  17 ساعت با توقفی یک ساعته جهت صبحانه ونهار

ساعت شروع برنامه:4/30 بامداد

ساعت پایان برنامه:21/30 شامگاه

مسافت طی شده ،ثبت شده  توسط جی پی اس:  52 کیلومتر 

وضعیت صعود :  کاملا زمستانی و برفی 

تعداد افراد شرکت کننده 8 نفر

اسامی افراد شرکت کننده :اقایان  مسعود محمدی -محمد رضا محمد حسنی- عباس محسنی از گروه پیکان و 

آقایان حمید محسنی- خیرالله پژمانفر -مهدی حبیبی- عیدی دامی- وجمشید صناعی از گروه آریو برزن 

همنورد گرامی آقای خیرالله پزمانفر


بقیه عکسها بمعض رسیدن در همین صفحه  قرار داده می شود

[ دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 10:18 ] [ ]


  فرودهای پر حادثه

       در این لحظات سخت و آزار دهنده که هیچ کاری هم از دستمان بر نمی آید
       شاید به استناد سخن حضرت مولانا کوشش بیهوده به از خفتگی باشد
 

1- سبکبار بودن بسیاری از کوهنوردان برای اینکه فشار کمتری را هنگام صعود به قله تحمل کنند و یا بتوانند سرعت حرکت بیشتری داشته باشند و یا گاه ضعف و نا آمادگی خود را بپوشانند با کوله باری سبک بدون به همراه بردن حداقل امکانات اقدام به صعود بخصوص از کمپ های آخر و یا در صعود های یکروزه میکنند. این افراد بنا را بر این میگزارند که در مسیر هیچ اتفاق غیر منتظره ای رخ نخواهد داد. هوا خراب نخواهد شد، راه را گم نخواهند کرد، اتفاقی برای کسی نخواهد افتاد و ... و این یعنی سپردن سلامت و جان خود به احتمالات و قضا و قدر. بسیاری از این کوهنوردان به راحتی صعود می کنند و باز میگردند اما اگر کوچکترین تغیری ایجاد شود، راهی به خطا رفته شود، بادی بوزد، برفی بیاید، مهی جلوی دید را بگیرد (که بسیار هم پیش می آید ) آنگاه ...

برای نمونه میتوان به حادثه دماوند برای تیم کوهنوردی هرمزگان و یا حادثه کل جنو نام برد که نبود اندک وسایل شب مانی کمی آب و غذا باعث شد تا شب مانی ساده به فاجعه ای بزرگ بینجامد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:30 ] [ ]


 

این ترکیبات هوشمندانه را امتحان کنید تا بهره غذایی شما چند برابر شود، اینکه شیر استخوان‌های شما را تقویت می‌کند و هویج دید و بینایی شما را بهبود می‌بخشد خبر خیلی تازه‌ای نیست، اما آنچه که شاید خبر جدیدی برای شما باشد این است که خوردن برخی مواد غذایی با هم می‌تواند تاثیر هر یک از آنها را در درمان بیماری‌ها چند برابر کند. در این مقاله 7 زوج بسیار مقوی غذایی را به شما معرفی می‌کنیم.
 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ] [ 11:12 ] [ ]
صعود مشترک گروه آریوبرزن و پیکان بهبهان به قله مارین وپیمایش مسیرتا  گردنه بازگه( خامی) 

شروع حرکتمان از بهبهان ساعت 5/30 بامداد با دو وسیله نقلیه شخصی و ورود به روستای مارین ساعت 7/30 بود پس از پارک ماشین ها وتعویض لباس هایمان که 20 دقیقه ای به درازا کشید، صعود از محل امام زاده آغاز شد . سپس از باغهای زیبای مارین که مرکباتی چون (انار ،لیمو، نارنگی ، نارنج )و.... بود، عبور کردیم

هوای اول صبح نسبتا سرد بود ولی با شروع حرکت وفعالیت کم کم دمای بدنمان هم   

بالا میرفت تا آنجا که پس از نیم ساعت اولیه صعود مجبور به سبک کردن لباس هایمان شدیم . تعداد افراد مان 9 نفر، که 5 نفر از گروه آریوبرزن و 4 نفر از گروه پیکان بودند . حرکت وصعود به طرف قله مارین با عبور از پاکوبها وگذر از مراتع ادامه داشت 2 ساعت بعد به محل چشمه آبی رسیدیم که محل مناسبی بود برای صرف صبحانه وچای، زیر درختان زیبای بلوط وچاله ای که به همین منظور از قبل تدارک دیده شده بود پس از تهیه هیزم و گیراندن آتش  کتری  چای نیز سریعا بار گذاشته  شد.پس از صرف صبحانه مجددا حرکت آغاز گردید ساعت 10/30 بود که از محل چشمه حرکت کردیم و پس از عبور از دره ای که در جناح راست ما واقع شده بود به انبوهی از درختان زیبای بلوط و بن(بنک) و زالزالک  رسیدیم که سر شار از طراوت و شادابی بودند. درختان پر بار  و زیبای زالزالک دقایقی از زمان صعود را از ما گرفت و دوستان نتوانستند از این سخاوتمندی طبیعت بی بهره بگذرند. 

آفتاب  ظهر بی پروا بر کوله ها و بدن ما میتابید وگرمایش هرچند درآخرین ماه از پاییز بود هنوز پر توان و گاهی سوزناک بود. و ما تقریبا هر 2 ساعت 10 دقیقه ای را به نوشیدن آب و استراحت می پرداختیم 


باری پس از عبور از مسیر های پر شیب وفراز از فرا سوی کوهها، چندین کومه سنگی نمایان شد که در نزدیکی قله مارین واقع شده بود .هوا رو به تاریکی می نهادو خورشید بی رمق و کم فروغ جایگاهش را به دیگر سوی کره خاکی منتقل میکرد قبل از تاریک شدن هوا ما نیز چادرهایمان را در مجاورت کومه ها بر پا کردیم وبا تدارک آتش بساط نهار وشام یکجا گسترانده شد. هوا کاملا تاریک شده بود واز بلندای قله مارین چراغ های شهر های بهبهان گچساران ودهدشت و روستاهای اطراف بخوبی نمایان بود 

ساعت 6 صبح جمعه بعد از استراحت شبانه حرکت به سمت گردنه بازگه وقله اصلی خامی آغاز شد وساعت 10 صبح بود که منطقه بازگه رسیدیم محلی بود پوشیده از برف وچندین کومه در میان آن. از آنجا تا قله اصلی خامی 45 دقیقه راه بود

 

و از آنجا که می بایست زمان بازگشت را در نظر میگرفتیم تا با تاریکی شب مواجه نشویم در یک تصمیم جمعی مقرر شد که برنامه صعود در همان مکان پایان یابد وسریعا نسبت به بازگشت به کومه های قله  مارین و از آنجا به روستای مارین اقدام شود. ساعت 12/30 دقیقه به کومه ها رسیدیم وپس از صرف نهار سریعا به سمت روستای مارین حرکت کردیم . مسیر فرود را با سرعت بیشتری طی کردیم با این وجود بخش پایانی مسیر را در تاریکی وبااستفاده از چراغ پیشانی وبا احتیاط کامل از دره ها وشیبها گذراندیم وساعت 7 شب بود که به روستای  مارین رسیدیم وپس از تعویض لباس به طرف بهبهان حرکت کرده وساعت 9/30 دقیقه به بهبهان رسیدیم 

افراد شرکت کننده در این برنامه:   همنوردان گروه پیکان :1-مسعود محمدی2-محمد رضا محمد حسنی 3-فضل الله شفائیان4-عیسی حسینی

اعضاء گروه آریوبرزن :1- حمید محسنی 2- خیرالله پژمانفر 3- مهدی حبیبی4- عیدی دامی5- جمشید صناعی

                                                گزارش از جمشید صناعی

                                                                         9/9/92                       

[ سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ] [ 14:9 ] [ ]
فيزيولوژي ارتفاع

دکتر حمید بذرافکن

انجمن پزشکی کوهستان ایران: بدن انسان یک سیستم پیچیده و کاملا هماهنگ است. اندام و دستگاه های مختلف بدن در شرایط مختلف درست مثل بخش های مختلف یک کارخانه دقیق با هماهنگی بی نظیری بدن را برای فعالیت و ادامه حیات آماده می کنند. هر کدام از این دستگاه عملکردی خاص در حفظ حیات دارند که به طور کلی آن را فیزیولوژی آن دستگاه می نامند. در واقع فیزیولوژی علمی است که همین عملکرد  ها را مورد بررسی قرار می دهد.



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۲ ] [ 9:1 ] [ ]

[ دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ] [ 8:29 ] [ ]

گزارش تصویری پیمایش بخشی از خط الراس شرقی دنا از برف کرمو تا نول شمالی

(قرار بود که این پیمایش تا منتها الیه خط الراس یعنی پازن پیر باشد که بدلیل مسائل فنی و ایمنی افراد بصورت کامل انجام نشد) 

افراد شرکت کننده در این برنامه :

1-حمید محسنی

2- تقی فروزانی

3-خیرالله پژمانفر

4-مهدی حبیبی

5-جمشید صناعی

[ یکشنبه پنجم آبان ۱۳۹۲ ] [ 22:51 ] [ ]


پیمایش قهرمانانه خطالراس شرقی دنا (از پازن پیر تا برف کرمو) را به کوهنوردان عزیز بهبهانی آقایان غلامرضا عبدللهی - عادل آغاجاری  و علی صفایی تبریک گفته آرزوی سلامتی وموفقیت های آتی  را برای آن عزیزان از خداوند منان خواستاریم


                                                                                         گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ ] [ 22:33 ] [ ]

 

                        گزارش وعملکرد برنامه های برون منطقه ایی اجراءشده گروه آریوبرزن در نیمسال اول 92      

       


ردیف

زمان

محل اجرا برنامه

تعداد

توضیحات

1

23و 24 فروردین92

دلی خیار کار(کوه سفید)

6نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

2

13و14 اردیبهشت 92

منگشت(ایذه)

6نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

3

27و28 اردیبهشت92

قله کینو(اندیکا)

13 نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

4

14و15 خرداد92

قله کل قدویس دنا  (سیور: سمیرم)

8نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

5

17 و18 مرداد 92

قله پازن پیر: روستای شهید(پادنا)

5نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

6

31مرداد و 1 شهریور 92

صعود ازقلل برف کرمو، کل خرمن وخروج از دره نول

5نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است







                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

                     توضیح اینکه برنامه های اجراشده در منطقه بهبهان که بصورت مرتب انجام گردیده در گزارش قید نشده           




[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:56 ] [ ]


صعود قهرمانانه کوهنورد بهبهانی " آقای منصور باستانی" به قله آلبروس روسیه را به آن بزرگوار تبریک گفته و سلامتی و تداوم سر افرازی ها را برایشان آرزومندیم

                                                                           ازطرف دوستان ، همنوردان و اعضاء گروه آریوبرزن بهبهان

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 12:45 ] [ ]

گزارش صعود شبانه به قله برف کرمو و پیمایش خط الراس شرقی دنا و صعود به قله کل خرمن و خروج از دره زیبای نول

 

از طرف سرپرست برنامه آقای باستانی اعلام برنامه شد،صعود شبانه به قله برف کرمو و حرکت درخط الراس شرقی دنا وصعود به قله کل خرمن وخروج از دره نول .

 برنامه کمی سنگین و نیاز به آمادگی قبلی داشت . پنج نفر از دوستان، مصمم به  انجام برنامه شدند و آمادگی خود را به سرپرست برنامه اعلام کردند .

قرار ما بعد از ظهر روز 31 مرداد 92 معین شده بود . راس ساعت 30/13 دقیقه از بهبهان حرکت کرده وساعت 18 به خانه کوه سیسخت رسیدیم وپس از پارک کردن ماشین و تعویض لباس با یک دستگاه مزدا دو کابین اجاره ای به گردنه بیژن رفتیم وساعت 19 صعود آغاز گردید. هوا هنوز روشن بود وتا غروب آفتاب یک ساعتی باقی مانده بود .صعود بنا به توصیه سرپرست با گامهای کوتا ه وبا کمی مکث آغاز شده بود دقایق اولیه را با همین شیوه ادامه دادیم و پس از 15 دقیقه پیمایش، گامها بلندتر وبه سرعتمان نیز افزوده شد .

 آفتاب نفس های آخرش را میکشید، ودر هفتی دوکوه حوض دال و قلم حرکتی رو به پایین داشت و لحظاتی بعد سیاهی کاملا بر روشنایی روز غالب شد .ولی دقایقی بیش این پیروزی بطول نینجامید واین بار قرص کامل ماه بود که روشنایی بخش تیرگیها شده بود ونور سیم گونش را جایگزین سیاهی ها وتیرگیها  می کرد.و زمین وساکنانش در کشاکش این جدال دائمی همچنان گرم کارهای خویش بودند .

(درحال صعود از قله برف کرمو)

بر فراز قله برف کرمو

 3ساعت کافی بود تا گروه ما به پای قله برف کرمو برسد پایین قله هوا متعادل و از سرما خبری نبود .ولی احتمال میدادیم بالای قله اوضاع متفاوت باشد لذا پس از استراحتی کوتاه با برداشتن لباس گرم ودستکش آماده صعود به قله شدیم،کوله ها را در جایی مشخص جهت در امان بودن از دستبرد حیوانات وحشی به هم گره زدیم وبا فرمان سرپرست گروه حرکت آغاز شد.

گامها ی استوار وکوتاه، دستوربرنامه بود ،تنفس میبایست حالت طبیعی داشته باشد وضربان قلب افزایش غیر متعارف نداشته باشد .وچندین توصیه کارساز دیگر که از تجربیات ارزشمندسرپرست گروه حکایت میکرد .یک ساعت تمام تا رسیدن به بلندای قله 4100 متری برف کرمو زمان صرف شد.همانگونه که انتظارش میرفت وما نیز پیش بینی کرده بودیم برودت هوا بالای قله بسیار زیاد بود وما خوشحال از اینکه پوشش کافی با خود داشتیم پس از گرفتن چند عکس در نور ماه ساعت 10/ 23 دقیقه سریعا مسیر فرود را طی کرده و در ساعت 12 نیمه شب به پای کوله هامان رسیدیم.وپس از برپایی چادر و صرف شامی مختصر در سکوت کوهستان به بستر خواب رفتیم .صدای خرناس دوستان سریعا بلند شده وبگوش می رسید ، اسب خیال سرکش من اما هنوز در تکاپو وگشت وگذار بود.و آینده ای را تصور میکرد که بواسطه کهولت یا شاید بیماری آرزوی یک لحظه بودن در این ارتفاع راطلب می کرد. والآن آن یک لحظه است وباید از آن هرچه بیشتر لذت ببرم . وهمین لحظات سریع الگذراست که بخش عمده ای از  خاطرات شیرین عمر ما را تشکیل می دهند.و پلکهایم اما آرام آرام سنگین وسنگین تر میشد.

(صبح در حال جمع کردن چادر)

با اعلان ساعت 45/6 دقیقه بامداد همه دوستان بیدار شده وپس از نوشیدن یک لیوان چای کوله ها را بسته و آماده  حرکت شدیم.

 

ساعت 30/7 دقیقه حرکت به جانب شرق وقله نمک آغاز شد . صبحی دلنشین از اولین روز شهریور 92 نوید رقم خوردن خاطره ای بیاد ماندنی را میداد.روزی که میتوانست از بهترین خاطرات عمرمان باشد ،دوستانی صمیمی ویک رنگ هوایی پاک وزلال وطبیعت کوهستانی  دنا وصدای کبک وتزرو وتیهو.

دو مسیر روبرویمان بود یکی از دره ای می گذشت که دارای چشمه ای بود ومی بایست ارتفاع را کاهش داده تا به آن دسترسی یابی  ومجددا از سینه کشی صعود کنی، ودیگری تراورس کردن مسیر وادامه حرکت بطرف خط الراس تا زیر قله نمک . وما به علت داشتن ذخیره کافی آب مسیر دوم را برگزیدیم . یک ساعتی از شروع حرکت گذشته بود که دوست گرانقدر وهمنورد با احساس ما جناب آقای دکترروانبخش با مشاهده همزمان ماه وخورشید  در آسمان مطلبی را بیان نمودند که بهترمیدانم با نگارش شیوای خودشان در گزارش ذکر شود :

 

دکتر روانبخش:ساعت حدود هشت صبح که یک ساعتی از چادر شب مانی در پایین قله برف کرمو فاصله گرفته بودیم در حینی که کوله ها را زمین گذاشته و هر یک از دوستان به نوعی خود را مشغول نگاه به کوهها ودشتهای اطراف میکردندخوردن تنقلات وآب را به سایر دوستان تعارف که نه بلکه به اجبار تحمیل میکردیم.این محل که زیر قله نمک از قلل دنا می باشد هنوز طراوت وزیبایی خود را برای کوهنوردان نگه داشته بود.دوستان با دیدن مناظر اطراف وگروه کوهنوردی که در قسمت پایین دره شبمانی داشته بود سعی میکردند که به دوستان نشان دهند و همان احساس لذت وشعف را به دیگران منتقل کنند.جو، کاملا صمیمی و دوست داشتنی بود .

با طلوع خورشید نسیم صبگاهی و سرمای شب گذشته هنوز توان و حضور خود را در منطقه داشت . سبزه هایی که در اثر گذشت فصل تابستان به زردی گرائیده بودند طراوت وزیبایی چشم نواز خود را به منطقه جلوه می بخشید

قله کوه نمک متفکرانه تصمیم داشت که قسمتی از سرگذشت خود را به زبان آورد که مجددا سکوت اختیار کرد،شاید ما قدرت درک زبان  اورا نداشتیم ولی نگاهش روشن وزلال بود .فریاد وُرد(جایگاه مسکونی  فصلی دامداران )متروک و از سکنه خالی دلالت بر رونق گذشته خود وگله مند از مهمانان خود بود .

خورشید داشت کم کم گرمای خود را به زمین تحمیل که باعث فراموشی سرمای شب گذشته از کوه و دشت کند ،که به همان ارتفاع که خورشید تا کوه در شرق داشت ، ماه در قسمت غرب حاضر به غیبت و ترک آسمان نبود و هر دو ، خورشید وماه همزمان از شرق وغرب به یک فاصله مساوی از زمین بدون مزد ومنت نور میتاباندند تا شاید بتوانند این سرزمین اهورایی را از تاریکی و سرما نجات دهند......و بعد با یک سکوت نفسگیر و عمیق پی گیر مقصد بعدی یعنی قله کوه کل خرمن شدیم.

 

آری طبع لطیف وقلم  شیوای دکتر همیشه زیبایی بخش گزارش ها ی سفر های مشترکمان بوده وازهمین جا از ایشان نهایت تشکر وقدر دانی را داریم .

ساعت 30/10 دقیقه بود که به پای قله نمک رسیدیم واز آنجا تا نوک قله حداکثر نیم ساعت راه بود ولی برای صعود به نمک از قبل برنامه ای ریخته نشده بود زیرا با برنامه ریزی که شده بود احتمال کم بود زمان وجود داشت لذا هر چند بعضی از دوستان تمایل به صعود ازنمک را نیز داشتند ولی در تصمیمی جمعی قرار شد دقیقا طبق برنامه از پیش تعین شده عمل شود.

(بطرف کوه نمک)


(بر فرازقله کل خرمن)


اعضاء گروه پس از عبور از شیب ها ودره ها و سنگ ها وصخره ها بعد از 3 ساعت دیگر پیمایش بلاخره در ساعت 30/13 دقیقه به پای قله کل خرمن رسیدند وپس از استراحتی کوتا ه ونهادن کوله ها در پایین قله مسیر ریزشی وزیگزاگی قله کل خرمن رابه ارتفاع 4190 متر تا نوک قله در 45 دقیقه صعود کردند .

(نمای روستاهای پادنا از بلندای کل خرمن )


 از بلندای قله کل خرمن مناطق زیبا ودیدنی پادنا روستای نقل و در دوردست تر روستای شهید واز جنوب غربی دریاچه  زیبای کوه گل واز شرق قله سرافراز پازن پیر که با قامتی استوار نظاره گرکل منطقه بود بخوبی نمایان بود. پس از گرفتن چند عکس سریعا مسیر برگشت را در کمتراز 35 دقیقه طی کرده وبا برداشتن کوله ها از جانب شمال به طرف ورودی دره نول حرکت کردیم. گرما و خستگی  بر اثرحرکت مدام ومسیر سنگلاخی و کمبود آب باعث شده بود آثار خستگی در چهره ها  به وضوع نمایان شود ولی تا رودخانه نول که از بالا کاملا پیدا بودهنوز  راه زیادی بود ومی بایست از دروازه نول ساعتها در شیبی تند ونفسگیرکه حد اقل 60 درجه شیب داشت با احتیاط کامل راه پیمود  تا به آن دسترسی پیدا کرد .


(رودخانه زیبای نول)

بلاخره در ساعت 18به رود خانه نول رسیدیم و لختی استراحت و گزاردن پاهای بشدت خسته درآب سرد آن و زدن آب به سروصورت حال وهوای تازه ای به جمع خسته ما بخشید. 45 دقیقه بعد درمسیررود خانه ای که به طرف چشمه میشی در جریان بود حرکت  آغازکردیم دره نول بسیار زیبا و پوشیده از گلهای فراوان زرد وبنفش وعطر پونه وگیاهان معطر است که قطعا در فصل بهاراین زیبایی دو چندان می شود.  پس از طی مسافتی به دوراهی رسیدیم که به بره باز معروف بود  واز آنجا نیز مسیری  بود جهت صعود به نول جنوبی وپس از آن نول شمالی . که آقای باستانی یاد آور شدند.مسیررود خانه را ادامه دادیم و پس از پیمایش 45/2 ساعت دیگردر ساعت 30/21 دقیقه  به محل قرا مان با راننده مزدا دوکابین که نرسیده به چشمه میشی  حوالی محیط بانی بود رسیدیم و در ساعت 10/22 دقیقه به خانه کوه رسیدیم و پس از ساعتی استراحت به طرف بهبهان حرکت کرده وساعت 30/3 بامداد به بهبهان رسیدیم .

 

 نقشه مسیر عبور و منطقه (گوگل ارت )

  

افراد شرکت کننده در برنامه  :

 

1-آقای منصورباستانی

2-آقای دکترروانبخش

3-اقای حمیدمحسنی

4-آقای خیرالله پژمانفر

5-آقای جمشید صناعی                                                                                                                                         نویسنده  گزارش                                                                                                    جمشید صناعی 

                                                    6 /6 /92

[ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 0:49 ] [ ]

سازماندهی صعود در برنامه های کوهنوردی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: حتی ساده‌ترین برنامه‌های کوهنوردی، بخودی خود فرآیندی پیچیده هستند. برای رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، سرپرست باید اطلاعات مورد نیاز در مورد منطقه‌ی صعود را گرد آورد، اعضای گروه را انتخاب كند، در مورد تجهیزات ضروری و منابع تامین آن‌ها تصمیم بگیرد و برای اطمینان از وجود زمان كافی برای انجام برنامه، یك جدول زمان‌بندی با حاشیه‌ی كافی برای مسائل پیش‌بینی نشده ایجاد نماید. همچنین وضع آب‌و‌هوا و شرایط اقلیمی منطقه نیز باید كنترل شود. چك لیست پایان نوشتار می‌تواند برای این منظور سودمند باشد.

تحقیق و گرد آوری اطلاعات:

 سرپرست باید برای گرد آوری اطلاعات ضروری صعود، برنامه‌ریزی نماید. كتاب‌های راهنما، نقشه‌ها و 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 0:46 ] [ ]

 گزارش صعود  گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان به قله پازن پیر از مسیر شمالی  

 برای چندمین بار بود که با دوستانی یکدل وعاشق تصمیم به صعود ازقله پازن پیر از مسیر شمالی و از  مبدا  چشمه برم سیاه را گرفتیم مقدمات کار از روزها قبل فراهم شده بود ،وضعیت آب و هوا وراه نیز مورد توجه کامل قرار گرفته شده بود .زیرا قرار بود از گردنه خاکی بیژن به طرف مرکز پادنا(بیده)و از آنجا به طرف روستای شهید برویم  . گردنه بیژن وضعیت متعادلی ندارد  وبعضی اوقات بدلایل مختلف از جمله موارد طبیعی و راهسازی بسته میشود لذا قبل از حرکت حتما باید از قابل تردد بودن ومناسب بودن وضعیت عبور ومرور مطلع شویم .  ساعت 10/30 دقیقه صبح روز پنجشنبه    از بهبهان با  وسیله نقلییه شخصی  عازم یاسوج  شدیم و از آنجا  به سمت جاده سیسخت  حرکت کردیم ساعت 14/30 دقیقه  بود که جهت صرف نهار در تنگ گنجه ای توقفی کوتاه داشتیم وسپس بطرف سیسخت حرکت کرده و بعد از پارک کردن ماشین در خانه کوه وتعویض لباس  با یک دستگاه لندروور کرایه ای  در ساعت 16/30دقیقه  به طرف گردنه بیژن -وبیده وسپس تا روستای شهید رفتیم و از آنجا مسافت باقی مانده را با یک دستگاه وانت تا چشمه برم سیاه طی کردیم. ساعت 18 از آنجا مستقیما به طرف دره سیبی رهسپار شدیم برنامه مان توقف وشب مانی درکنار چشمه اول و در ارتفاع 2650 بود مسیر دره تا چشمه را در 100 دقیقه طی کردیم ساعت حدود 19/50 دقیقه به چشمه مذکور رسیدیم وپس از بر پا کردن چادر و صرف شام  به استراحت شبانه پرداختیم ساعت 4 سحرگاه 92/5/18روز جمعه مصادف با عید فطر بود که با صدای زنگ موبایل بیدار شدیم و پس از پوشیدن لباس و کفش وبرداشتن  وسایل لازم  در تاریکی هوا وبا استفاده از چراغ پیشانی مسیر دره تا چشمه دوم را در ارتفاع 3650 متری طی کردیم وساعتد 8 صبح بود که به دشت گرگی رسیدیم . از  دشت گرگی قله پازن پیر بوضوح نمایان است ،پس از استراحتی کوتاه و صرف صبحانه ای مختصر مسستقیما به طرف  قله حرکت کردیم  وقتی به دامنه قله رسیدیم نزدیک به یک چشمه  کوله ها را گذاشته و پس از سیراب کردن خود  به طرف قله حرکت کردیم. قله پازن پیرآرام وبا وقارو با صلابت تمام با قامتی به بلندای تاریخ به نظاره صعود عاشقانی نشسته بود که هر سال مجنون وارشیفته دیدارش میشدند،عاشقانی که بارها در راهش رنجهاوملالت های بیشماری را متحمل شده بودند تا توانستند بلاخره دل سنگیش را بدست آورده و پذیرایشان شود. 

باری، شیب قسمت پایانی بسیار زیاد و از نوع ریزشی بود ،با هر زحمتی بود  آن منطقه را نیزپشت سر گذاشتیم ودر ساعت 12 ظهر بعد از 7/5 ساعت به قله 4280 متری پازن پیر رسیدیم وخاک آنجا را  بوسه زدیم و اشک شوق ریختیم.از بالای قله شهر یاسوج پیدا بودوازطرفی دیگرروستای نقل و کوهها وقلل دیکر بخوبی نمایان بود .پس از گرفتن عکس و تبریک صعود به دوستان در ساعت 12/30 دقیقه به طرف پایین حرکت کردیم و پس از طی 5/5 ساعت پیمایش در ساعت 18به محل استقرار چادر مان رسیدیم وپس از صرف نهار وشام که هر دو یکی شده بود وجمع کردن چادر در ساعت 19/15 دقیقه به طرف چشمه برم سیاه حرکت کردیم و پس از 1/5 ساعت پیمایش در ساعت 20/45 دقیقه به محل چشمه مذکور رسیدیم وبا استقبال گرم خانواده آقای حسنی از گله داران و زنبورداران منطقه که بواسطه تکرر دیدار از دوستان صمیمی مان شده بودند مواجه شدیم .این طایفه از اواسط بهار وتمام تابستان به این منطقه کوچ میکنند وپاییز و زمستان را به اطراف بوشهر می روند و به پرورش گوسفند وزنبور عسل و تولید روغن وکشک وبعضا به سمپاشی مزارع ودرختان میوه و غیره اشتغال دارند واصالتا ترک قشقایی هستند .صفا و صمیمیت این خانواده بحدی بود که با مشاهده وضعییت چهره  وخستگی نهفته در آن به هیچ عنوان اجازه  برپا کردن چادر به ما ندادند و فورا با خالی کردن یکی از اتاق هایشان مهمان نوازی  و خاکی بودن  را به ما یاداور شدند.واین پایانی بود بیاد ماندی  از سفری که رنگ عشق به خود گرفته بود. 

ما نتوانیم وعشق پنجه در انداختن                                                    قوت او میکند بر سر ما تاختن 

گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست            
           چاره ماهیچ نیست جز سپر انداختن 

مذهب اگر عاشقیست ،سنت عشاق چیست                                             دل که نظرگاه اوست ازهمه پرداختن 

ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست                                              زخم توان خورد وتیغ بر نتوان آختن 

افراد حاضر در این برنامه
 1- حمید محسنی
 2-خیرالله پژمانفر 
 3--صمد آیتی       
 4- مهدی حبیبی 
 5 -جمشید  صناعی


                     گزارش از جمشید صناعی                   
                                20/ 5 / 92
 

 نمای دشت گرگی از قله پازن پیر

 
پلاکارد گروه کوهنوردی مهر که قهرمانانه خط الراس دنا را از کل قدویس تا پازن پیر صعود کرده اند ( از طرف ما هم تبریک )

[ سه شنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 1:9 ] [ ]

 گزارش صعود به قله "کل قدویس" بلند ترین قله جناح شمالی دنا

ساعت پنج صبح روز سه شنبه 14 خرداد با صدای زنگ موبایل بیدار شدیم. از روزهای قبل تدارکات لازم را دیده وکوله ها را بسته بودیم. ساعت 6 صبح به سمت یاسوج واز آنجا به طرف جاده سمیرم و روستای سیور حرکت کردیم.حوالی ظهر بود که به روستای مذکور رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه وتعویض لباسهایمان در ساعت 30/ 13آماده صعود شدیم. بعد از عبور ازباغ ها و یک گوسفند سرا که در کنار چشمه ای قرار داشت به طرف گردنه ریزک وسپس گردنه اتابکی حرکت کردیم .آفتاب ظهر نیمه خرداد چنان پرتوان بر پوست و بدن ما میتابید که ما را مجبور به استفاده از کرم ضد آفتاب نمود .گردنه اتابکی را پشت سر گذاشته و به طرف چشمه ای که در پایین دره قرار داشت حرکت کردیم . در ساعت 18 به چشمه اتابکی رسیدیم، آبی گوارا حاصل ذوب شدن برفهای بالادست در چشمه روان بود وعشایری که گوسفندانشان را به چرا آورده بودند و در آن حوالی  چادر هایی بپا کرده بودند به گرمی از ما استقبال کردندو اطلاعات بسیار ذیقیمتی را ازموقعیت منطقه و مسیر اصلی  کوه و قله کل قدویس در اختیار ما قرار دادند.آفتاب دیگر توان پرتو افشانی نداشت وکم کم در پشت کوه های بلند  خود را مخفی میکرد.

در گرگ و میش هوا دوستان سریعا چادر ها رادر کنار جویباری بسیار پر آب ودر مکانی که ظاهرا اتراقگاه دیگر کوهنوردان نیز بوده برقرارکرده و جهت صرف نهار وشام که هر دو وعده  یکی شده بود اقدامات لازم را انجام دادند.در این اثناء سه نفر ازکوهنوردان جهرمی که انسانهای بسیار شریف وبا اراده ای بودندبه ما پیوستند وچادر هایشان را در مجاورت چادر های ما بپا کردند.  پس از صرف شام وگپ وگفتی دوستانه وشوخی های متداول ،با آگاهی از کار سختی که فردا پیش رو داشتیم همگی به کیسه خواب هایمان خزیدیم.

 

صبح را با تلفیق صدای مرغان خوش الحان وزمزمه جویباران وزنگوله وبه به گوسفندان وهیاهوی چوپانان آغاز کردیم صداهایی که نوید بخش زندگی، فعالیت وتکاپو بود.

باری، پس از صرف  صبحانه ای مختصر،ساعت 6 صبح بود که کوله ها را به پشت کشیده وبه طرف سینه کش کوهی که درست روبروی گردنه اتابکی بود روانه شدیم.آفتاب بار دیگر با سوزش خویش قدرتش را به رخ ما میکشید. با صعود از آن کوه وکوههای دیگرمسیرسنگلاخی وگاهی برفی را تا زیر قله کل قدویس طی کردیم از زیر قله به بعد تمامی مسیر پوشیده از برف با شیبی نسبتا تند بود که همگی با اراده ای جانانه ازآن نیزگذشتیم ودر ساعت45 /11 دقیقه به قله 4341 متری "کل قدویس" که بلند ترین وشمالی ترین نقطه دنا است دست یافتیم. وسرود"ای ایران" ساخته روح الله خالقی را سردادیم.سرودی که با هر بار خواندنش تمامی تار و پود هر ایرانی وطن پرست به رعشه می افتد.واگر هزاران سال ازسرایش آن نیز بگذرد تازگی خود را از دست نمیدهد.

باری ، پس از گرفتن عکس های یادگاری ونظاره طبیعت زیبای اطراف، از بلندای قله ،در ساعت30 /12به سمت پایین حرکت کردیم وحوالی ساعت 16بود که به محل استقرار چادر هایمان رسیدیم .

پس از استراحتی یک ساعته وصرف غذاونوشیدن چای دلچسب وجمع کردن چادر ها به طرف گردنه اتابکی واز آنجا به سمت روستای سیور حرکت کردیم. شعله آفتاب کم فروغ شده بود وبه غروب خود نزدیک میشد .در باریک راه گردنه ریزک  انبوه گلهای زیبای وحشی چنان پراکنده شده بود که چشم هر بیننده ای را نوازش میداد.ساعت 21 بود که به روستای زیبای سیور رسیدیم .و پس از هماهنگی های لازم به حسینیه ای جهت استراحت شبانگاهی وزدودن خستگی از تن وتعویض لباس رفتیم .وپس از چند ساعت خوابیدن واستراحت دادن به اعضاء وجوارح که بشدت نیازمند آن بودند در ساعت 5  صبح  پنجشنبه مورخ  16/3/92 به سمت یاسوج سپس بهبهان حرکت کردیم .       

آری،گروه آریوبرزن بهبهان بار دیگر توانست برگ زرینی را به  دفترخاطرات خویش اضافه کند واراده جوانان این خطه را به منصه ظهور برساند.

افراد شرکت کننده در این برنامه :

1-حمید محسنی

2-تقی فروزانی

3-خیرالله  پژمانفر

4-هدایت الله دینی

5- آقای مشکین (مهمان ازاهواز)

6-مهدی حبیبی

7- شهاب صناعی

8- جمشید صناعی

                                       

                                    گزارش از جمشید صناعی

                                                 18/3/1392

   

 

 لا نه پرندگان در مسیر

 

 قله کل قدویس به اتفاق دوستان جهرمی

پلاکارد نصب شده توسط کانون پژوهش وشناسایی زاگرس شیراز بر روی قله کل قدویس

گلستان های موجود در مسیر گردنه اتابکی به ریزک

  اعضاء گروه آریوبرزن بر بلندای قله کل قدویس دنا

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ] [ 14:12 ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

bgcolor:blue