X
تبلیغات
(گروه كوهنوردی آريوبرزن بهبهان)

(گروه كوهنوردی آريوبرزن بهبهان)
گسترش وترويج كوهنوروي به عنوان فعاليتي ورزشي تفريحي 
لینک های مفید

بیواک چیست و چگونه بیواک کنیم؟


 بیواک در کوهستان مانند بسیاری از موارد دیگر نظیر صعودهای انفرادی، صعودهای سرعتی و... نیاز به مطالعه و گاه فرهنگ سازی دارد. بسیاری بیواک را یک عمل انتحاری، دیوانه دار و غیر معقول می دانند و یا حتی آن را حرکتی برای خودنمایی و یا هیجان خواهی می پندارند در حالی که واقعیت چیز دیگریست.

در کتاب climbing dictionary بیواک اینچنین معنی شده است:

 Bivouac

 Bivy

معادل فرانسوی "شبمانی"

گذراندن شب در فضاي باز در مسیر يك صعود چند روزه يا گاهاً یک روزه یا حتی بدليل همراه نداشتن ابزار كافي براي شبماني در كمپ. بيواك ممکن است شامل چیزی بیشتر از دراز کشیدن یا نشستن بر روی يك طاقچه بدون هیچ گونه لوازم خواب نباشد.

بيواك با استفاده از پتوی نجات يا كيسه هاي بيواك به مراتب راحت تر ، ایمن تر  و لذت بخش تر است.

به طور کلی بیواک را میتوان به دو دسته تقسیم بندی نمود:

1-     بیواک برنامه ریزی شده:

بسیاری از کوهنوردان زمانی که قصد انجام یک صعود سرعتی و سبکبار را دارند , بیواک را برای خودشان برنامه ریزی می کنند.  اگر شما یک بیواک را برای خودتان برنامه ریزی کرده اید , می توانید ضروریات را با خودتان بردارید و بنابراین شب گرم و راحتی را خواهید داشت . این ضروریات می تواند شامل : کیسه خواب سبک یا کیسه بیواک , لباس اضافی  , یک چراغ خوراک پزی سبک مثل JetBoil ، غذا و حتی یک زیر انداز سبک باشد

 

  - 2     بیواک برنامه ریزی نشده(ناخواسته :(

ممکن است در حین صعود یک مسیر طولانی و یا پس از صعود یک قله، در فرود به تاریکی برخورد کنید و مجبور شوید یک شب را در فضای باز بگذرانید .

این نوع بیواک به دلایل مختلفی اتفاق می افتد : سرعت کم هم طناب , گم کردن مسیر , هوای نامساعد، تخلیه انرژی ، تاخیر در شروع صعود , مشکلات فنی مسیر مانند طنابی که لاخ شده یا گیر کرده , آسیب دیدگی ها مختلف در حین صعود یا فرود ، حوادث غیر مترقبه مانند پاره شدن طناب و یا...

· آمادگی برای یک بیواک برنامه ریزی نشده (ناخواسته(

اگر شما از قبل به این نوع بیواک فکر کنید و همیشه حداقل لوازم و ابزار ضروری را با خود به همراه داشته باشید، حتی بیواک های ناخواسته هم نمیتواند مشکل ساز باشد  اما اگر شما برای این بیواک تدارکی ندیده باشید آنگاه ممکن است یک شب سخت و عذاب آور و حتی مرگ آور پیش رو داشته باشید. بیواک در ارتفاعات پایین و در فصول گرم می تواند خیلی خوب و حتی راحت باشد, اما اگر شما در ارتفاعات بالا در طوفان، باران , باد و برف هستید آنگاه بیواک ناخواسته می تواند خیلی سخت و پر ریسک باشد .

 

لوازم اصلی برای یک بیواک برنامه ریزی نشده

 

پوشاک شامل:  شلوار و لباس گرم (مثلاً پلار) ، جوراب اضافه،  کلاه گرم یا کلاه طوفان

چراغ پیشانی  با باطری اضافه

کبریت و فندک و چند عدد قرص الکل جامد

مقداری  مواد غذایی شامل: تنقلات، شکلات های انرژی زا  , آب اضافه (ترجیحا گرم)

 پتوی نجات

 تمامی این لوازم و کیت بقا را داخل کوله تان قرار دهید . سعی کنید پوشاک را جهت خشک ماندن عایق بندی کنید و هیچگاه آنها را از خود دور نکنید

کیسه بیواک

Bivy bag

 Bivy sack

روكش نايلوني بسیار سبک وزن به منظور استفاده به تنهايي بعنوان كيسه خواب و يا بعنوان روكش كيسه خواب براي گرماي بيشتر. بخاطر وزن و حجم بسیار پائین این کیسه های بیواک در مقابل کارایی قابل ملاحظه آنها ، توصیه می شود هر نفر یک عدد کیسه بیواک همرا داشته باشد.

پتوی نجات

 (Emergency Blanket)

پتو های فوق سبک ساخته شده از پلاستیک دارای پوشش فلزی که می تواند شما را در مقابل سرما و گرما محافظت نماید. این پتو ها بسیار سبک و کارا می باشند و نقطه ضعف آنها آسیب پذیری بالا در مقابل پارگی است.

توصیه ها و اصول در  یک بیواک برنامه ریزی نشده :

·         اگر شما مجبور به انجام یک بیواک در مسیرتان شدید از زمانی که هوا تاریک می شود دیگر به صودتان ادامه ندهید در واقع تا لحظات آخر به صعود ادامه ندهید مخصوصا اگر روی یک محل مناسب یرای بیواک مثل یکطاقچه هستید.

·          یک نقطه راحت و خشک را برای گذراندن شب پیدا کنید .

·          کفش ها و جوراب های خیستان را در آورید و جوراب خشک بپوشید .

·         لباس های گرمتان را بپوشید و اگر لایه محافظی به همراه دارید در بالای سرتان نصب کنید تا از باد و باران در امان باشید

. 

 

·         از پتوی نجاتی که به همراه دارید استفاده کنید. در صورت امکان پتوی نجات را به دور خودتان و هم طنابتان بپیچید در این صورت می توانید گرمای بیشتری  تولید می کنید  .

 

·         اولین کار بر روی مسیر های فنی و دیواره های بلند نصب کارگاه و خودحمایت است. هرچند این کار ممکن است دست و پاگیر و دشوار باشد ولی در تمام لحظات بیواک خود حمایت خود را آزاد نکنید. برای راحتی بیشتر میتوان تسمه­ی بلندتری برای خودحمایت در نظر گرفت.

·         اگر کفش کوه به پا دارید تا حد امکان آنرا از پایتان خارج نکنید. قرار دادن هر عضوی بدون پوشش در معرض سرما و باد، خطر یخ زدگی اعضا را بدنبال خواهد داشت.

·         روی برف ننشینید. سعی کنید از تمام وسایلی که به همراه دارید به شکل بهینه استفاده نمایید. طناب های صعود میتواند با پهن کردن در نقش یک زیرانداز عمل کند و یا میتوان پاها را داخل کوله پشتی قرار داد و یا از آن همانند زیر انداز استفاده نمود.


 

·         کمترین تبادل حرارتی با محیط و کمترین اتلاف دمای بدن در حالت بالا اتفاق می افتد. یعنی دستها به صورت ضربدر به روی سینه و پاها جمع شده درون بدن.

·         سعی کنید تا حد امکان با دستکش کار کنید.

·         مراقب اندامهای تحتانی مثل انگشتان پا و دست باشید. تکان دادن انگشتان پا می تواند در جلوگیری از یخزدگی آنها موثر باشد.

·         جهت جلوگیری از اتلاف گرمای بدن، سر آستین ها و کش های پائین لباس را محکم کنید. به خاطر داشته باشید که سردترین زمان شبانه روز ، ساعات قبل از طلوع آفتاب می باشد .

·         اگر نوشیدنی گرم به همراه دارید سعی کنید مصرف آن را مدیریت کنید.

زمان مناسب بیواک:

زمان نامناسب بیواک می تواند خطرات جدی به دنبال داشته باشد. بیواک زودتر از موعد خصوصا در آب و هوای سرد بدلیل تحرک پائین بدن، می تواند انرژی شما را تخلیه کرده و باعث هایپوترمی شود. همچنین بیواک دیرتر از موعد هم می تواند همین خطرات را در پی داشته باشد. سعی کنید قبل از اینکه تخلیه انرژی شوید و یا به تاریکی برخورد کنید یک مکان مناسب، مسطح و بادگیر را برای بیواک انتخاب کنید.

انتخاب محل بیواک:

طاقچه ها و کنج ها:

یکی از بهترین مکانها بر روی دیواره برای بیواک هستند. طاقچه ها علاوه بر اینکه جای مناسب برای نشستن و گاه حتی دراز کشیدن را فراهم میکنند، می توانند مکانهای بادگیر و محافظ در برابر بارش باشند. بنابراین قبل از برنامه با صعود دیداری و مطالعه کروکی مسیر، طاقچه های مسیر را برای بیواک احتمالی به خاطر بسپارید. برخی اوقات برای انتخاب یک محل مناسب بیواک حتی فرود بر روی یک طاقچه به صعود مضاعف روز بعد می ارزد!

بیواک معلق:

شاید بتوان گفت ناراحت ترین و ناخوشایندترین نوع بیواک در حالتی است که شما مجبور هستید به شکل معلق یا نیمه معلق بیواک کنید. در این حالت سندروم حاد هارنس بسیار شایع است و بخاطر فشار بر روی اندام تحتانی و ضعیف شدن خون رسانی احتمال یخزدگی اندام وجود دارد. میتوان گفت که بیواک معلق آخرین انتخاب برای شبمانی است.

 

استفاده از ننو های مخصوص بیواک دیواره هم یکی از روشهای بیواک محسوب می شود که در این حالت هم بدلیل سطح ناصاف و فشار مضاعف به قسمت ستون فقرات شب ناخوشایندی در انتظار شما خواهد بود. همچنین نصب ننو ها نیز می تواند زمان بر و طاقت فرسا باشد

 .

خطرات بیواک:

هایپوترمی یا فرو دمایی یک بیماری عمومی است که به دنبال کاهش دمای بدن باعث وارد آمدن آسیب به کل سیستم بدن و اختلال کارکرد ارگان های آن می شود. این کاهش دما می تواند از 2 تا 9 درجه نسبت به دمای طبیعی بدن (37 درجه) اتفاق افتد.

 سه عامل مهم موثر در هایپوترمی عبارتند از:

-         سرما

-         باد

-         رطوبت

 

بنابراین در هنگام بیواک به این سه نکته توجه کنید. جهت جلوگیری از اتلاف انرژی و از دست دادن دمای بدن رعایت چند نکته زیر الزامی است:

·         از تماس مستقیم با اجسام سرد بپرهیزید. این اجسام میتوانند وسایل فنی فلزی صعود و یا صخره های مرطوب و یخزده ای باشند که شما در میان آنها بیواک کرده اید.

·         در حد امکان بدنتان را از معرض باد دور نگه دارید. استفاده از لباسهای ضد باد و یا پتوی نجات و کیسه بیواک و حتی پناه گرفتن در سمت بادگیر صخره ها می تواند موثر باشد.

·         هوای سرد محیط با عمل دم وارد ریه ها می شود و در اثر دمای بدن در ریه ها گرم میشود. سپس این گرما به همراه بازدم از بدن خارج شده و به محیط منتقل می گردد. سعی کنید برای جلوگیری از این مورد از نقابهای صورت و یا کلاه طوفان استفاده کنید.

·         انتقال حرارت در آب سرد 20  تا 30 برابر هوای سرد است. همچنین لباسهای خیس تا 90درصد خاصیت عایق بودن خود را از دست می دهند. بنابراین سعی کنید در تمام مدت خود را از معرض هرگونه رطوبت دور نگه دارید.

·         عواملی همچون ضعف و خستگی ، بیخوابی، گرسنگی و تشنگی، مصرف الکل و سیگار، مشکلات روحی کثل ترس و نامیدی و اضطراب و برخی بیماری ها مانند دیابت باعث تشدید هایپوترمی میشوند.

منابع:

کتاب سرما قاتل خاموش- عباسی دزفولی- فرید . انتشارات ایران سنجش 1392

 http://koohestaneman.blogfa.com/post-281.aspx

http://www.friendsofyosar.org/safety/climbingSafety.html

http://www.supertopo.com/climbing/thread.php?topic_id=1809743

 http://climbing.about.com/od/staysafeclimbing/a/How-To-Bivouac-In-Comfort.htm

با تشکر از دکتر مساعدیان و وبلاگ کوهنوردی و حس برتر

[ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 ] [ 21:4 ] [ ]


برنامه های اجراء شده گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان در زمستان 92


مسیراجرای برنامه   

تاریخ اجرا

مدت زمان برنامه

تعداد نفرات شرکت کننده

قله حاتم (لیکک)                       

92/12/16

یک روزه

6نفر            

از مسیر تنگ تهلیو به سد گله خر 

92/12/9

یک روزه 

4 نفر           

تنگ شیخ         

92/12/2

یک روزه       

10 نفر           

تپه ماهور های دریزه کوه      

92/11/25

یک روزه 

9نفر            

مسیرسمت راست خائیز وفرود از مسیرشاهی

92/11/18

یک روزه 

11 نفر          

تنگ نیده به آبلگنی

وبرگشت از مسیری

 دیگر به نیده 

92/11/11

یک روزه

10 نفر          

تنگ تکاب به نیده و برگشت به تنگ تکاب  

92/11/4

یک روزه

8 نفر            

تنگ علمدار         

92/10/27

یک روزه           

7 نفر           

 تنگ نیده به بیستم    

92/10/20

یک روزه 

8 نفر           

تنگ آب لگنی به قله سیسه زار و برگشت از  خائیز

92/10/13

 یک روزه            

10 نفر           

تنگ  تکا ب         

92/10/6

یک روزه            

8 نفر           

طبیعت زیبای بهبهان در این ایام  ما را بر آن داشت تا در این فصل سرد دلهایمان را به گرمی دوستی هامان پیوند زنیم ونهایت استفاده را از زیبایی های محیط اطرافمان ببریم. باشد تا این دوستیها مستحکم ومستدام گردد                                                           

                                                                               ارادتمند جمشید صناعی

                                                                                          20/12/92

[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 11:57 ] [ ]

نجمن پزشکی کوهستان ایران: شاید شما از آن دسته کوه نوردانی باشید که سالی چندبار پا بر دامنه ها می گذارید و البته در آن معدود دفعات نیز سعی دارید تا قله ای مرتفع در اطراف شهرتان را صعود نمائید.


شاید هم کوه نوردی حرفه ای باشید که هر چند سال یکبار به قلل مرتفع خارج از کشورتان صعودهایی را تدارک می بینید.

چیزی که در میان تمامی انسانها در صعود به قلل مرتفع مشترک است نیاز ی است که ایشان بهتطابق با

ارتفاع یا هم هوایی acclimatization دارند. در واقع هر انسانی که قصد صعود به ارتفاعی بیش از 

ارتفاع محل زیست خود را دارد نیاز است تا ابتدا خود را از لحاظ آمادگی جسمانی به حدی مطلوب برساند. 

بخشی از این افزایش آمادگی جسمانی تطابق با ارتفاع یا هم هوایی است.

در این مقاله سعی دارم تا الگوهای تجربی رایج و پر طرفدار هم هوایی در صعود به قلل مرتفع را تشریح 

نمایم. در این روند تنها از تجربیاتی بهره گرفته ام که طی چند سال و با شرکت در چند برنامه کوه نوردی 

حاصل شده, لذا وجود ایرادات علمی بر آن دور از ذهن نیست. همچنین تا حد امکان تلاش نموده ام تا به 

آسانترین و قابل فهمترین شکل ممکن مطلب را بیان نمایم. امیدوارم خواندن این مقاله برای آن دسته از 

دوستانی که تنها با امید به دارا بودن قدرت بالای بدنی به کوه میروند و البته ناکام باز می گردند پاسخی باشد 

بر ایرادات صعودشان.


شیوه های صعود به قلل مرتفع

کوهی را تصور کنید با 3 مرحله کمپ در ارتفاع بالا, در حالی که کمپ اصلی این کوه نیز در ارتفاعی برابر 

با بلندترین کوههای محل زندگی ما قرار دارد. بطور مثال کمپ اصلی کوه اورست در ارتفاع 5360 متری 

است یا کمپ اصلی چوآیو در 5600 متری قرار گرفته. دقت کنید شما قرار است بیش از 50 روز را در 

ارتفاعی نزدیک به قله دماوند بمانید در حالی که تعداد کمی از روزهای صعودتان را هم بالاتر از کمپ اصلی 

به سر می برید. 

این امر در کوههای کم ارتفاعتر نیز صادق است, مثلا ارتفاع کمپ اصلی کوه پرطرفدار لنین در پامیر

3700 متر است یا کمپ اصلی کوه خان تنگری در تیان شان در ارتفاع4000متری بر پا می شود که 

درست ارتفاعی است برابر با قلل مرتفع رشته کوههای البرز و زاگرس.

ا ما آنطور که می دانیم مهمترین عاملی که ما را نیازمند هم هوایی می کند کمبود فشار سهمی اکسیژن در ارتفاع است. گرچه در هر هوايي و در هر ارتفاعي ميزان درصد اكسيژن (21%) تغييري نمي كند اما تعداد مولكول هاي اكسيژن در هواي رقيق كمتر مي شود و در نتيجه بدن براي رفع نياز خود به اكسيژن, به تلاش بيشتري مي پردازد. همین مسئله ساده توجیه گر نیاز بدن به تطابق با ارتفاع بالا است.

حال نخستین واکنش بدن در مقابله با این کمبود اکسیژن افزایش تعداد تنفسها به شکل ارادی یا غیر ارادی  

است, نکته ای که بخصوص در یکی دو شب نخست اقامت در کمپ اصلی و بویژه هنگام خواب با آن مواجه 

خواهیم شد. گرچه عوارض ارتفاع گاها تنها به همین مورد خلاصه نشده و علاوه بر افزایش تعداد تنفس 

شاهد: بي اشتهايي، تهوع و استفراغ, خستگي و ضعف, گيجي و سردرد, بي خوابي (قطع و وصل تنفسي) , 

عدم تشخيص صحيح, خواب هاي آشفته و ... نیز خواهیم بود.

هم هوایی در ارتفاع کوه

آغاز صعود:
آغاز هر صعودی باید همراه باشد با لمس ارتفاع بالاتر و بازگشت به کمپ پائینتر. در واقع این شیوه تاییدی 

است بر اصل صعود به ارتفاع بالا، خواب در ارتفاع پايين. باید بدانیم تاثیر لمس کمپ بالا همراه است با 

افزایش گلبولهای قرمز جهت اکسیژن گیری بهتر. این نکته که همراه است با افزایش غلظتهای هماتوکریت و 

هموگلوبین ضرورتا نمی تواند مفید باشد, چرا که افزایش غلظت خون از عوازض آن است.

در هر صورت بدن این آمادگی را دارد روز بعد یا روزهای بعد برای شب مانی در ارتفاع بالاتری کمپ 

اصلی را ترک نماید. این روند تا لمس آخرین کمپ باید ادامه یابد, یعنی لمس کمپ بالاتر, بازگشت برای شب 

مانی به کمپ پائین و مجددا روز بعد صعود برای شبمانی به کمپ بالاتر. بدین شکل با لمس آخرین کمپ و 

بازگشت به کمپ اصلی پروسه هم هوایی به انتها خواهد رسید.

اینک پس از چند روز استراحت در کمپ اصلی و تغذیه بهتر می توانید با اتکال به وجود کمپهای بالاتر

صعود نهایی را به شکل پله ای و کمپ به کمپ آغاز نمائید.

نمودار تلفات هم هوایی در ارتفاع کوه
الگوهای تجربی در هم هوایی 
در مناطق مختلف عموما شاهد شیوه های مختلفی در هم هوایی خواهید بود. به طور مثال شیوه های هم هوایی

روسها با غربیان متفاوت است و ایشان بر اساس پارامترهای تجربی خود هم هوایی می کنند.

در واقع روسها آن چیزی را که به عنوان لمس کمپ بالاتر از آن یاد کردیم اجرا نمی کنند و پس از صعود به 

کمپ بالا نخستین شب را در آنجا اطراق می نمایند و روز بعد به كمپ پائينتر باز مي گردند. ایشان همچنين 

معتقدند در صورتیکه فرد پس از یک شب اقامت در ارتفاع بالاتر دچار مشکل نشد می تواند به ارتفاعی 

بالاتر صعود و خود را در ارتفاعی فراتر هم هوا نماید. البته اين حالت هم هوايي تنها تا دو كمپ بالاتر اجرا 

مي شود و در نهايت فرد مي بايد به كمپ اصلي براي تجديد قوا باز گردد.

این روند شاید برای آن دسته از کوه نوردانی که در مکانی بیش از ارتفاع معمول شهرها (1500 متر) 

زندگی می کنند طبیعی باشد, اما برای سایر کوه نوردان, بخصوص کوه نوردان غربی که در شهرهایی با 

ارتفع کوتاه ساکن هستند می تواند خطرناک باشد.

هم هوایی در صعودهای آلپی

سال 1980 راینولد مسنر در صعود انفرادی خود به اورست دوره هم هوایی خود را تنها در مدت 2 شب و 

سه روز سپری نمود (البته وی پیش از حضور در تبت دوره ای را بر روی کوه کلیمانجارا به تمرینات 

بدنسازی و هم هوایی پرداخته بود). در واقع مسنر پس از رسیدن به کمپ اصلی و چند روز اقامت در آنجا به

تنهایی به سمت گردنه شمالی در ارتفاع 7500 متر حرکت کرد. وی در بازگشت و با چند روز استراحت 

مطلق در کمپ اصلی خود را مهیای صعود نهایی به اورست نمود. وی نهایتا در تلاشی سه روزه توانست از 

جبهه شمالی به قله اورست دست یابد, مسنر در بخشی از مسیر صعود با گذر عرضی (تراورس) از راهی نو خود را به دهلیز شمالی رسانده و از آنجا راهی قله شد.

امروزه کوه نوردانی که قصد صعود سبکبار (آلپی) را دارند با همین شیوه خود را به اوج هم هوایی رسانده و

در نهایت آماده و مهیای صعود به قلل مرتفع می شوند.


نکته:
- هنگام رسیدن به کمپ اصلی برای آغاز صعود تعجیل نکنید و ترجیحا یک یا چند روز نخست را به 

استراحت بپردازید. این امر بویژه برای کسانیکه قصد صعود به قلل مرتفع و صعب العبور پامیر و تیان شان 

را دارند و با بالگرد وارد کمپ اصلی می شوند الزامی است.

- ارتفاع زدگی عاملی نیست که تنها با صعود به ارتفاع بالاتر حادث شود, بلکه مهمترین امر در ارتفاع زدگی

سرعت زیاد صعود به ارتفاع بالاتر, شدت بالای فعالیت و میزان زیاد حمل بار می باشد.

- باید بدانیم هر ارتفاعی نیازمند هم هوایی اختصاصی است و برای رسیدن به هر کمپی می باید پروسه هم

هوایی شامل لمس کمپ بالا, بازگشت به کمپ پائینتر و بعد صعود و شب مانی در کمپ بالاتر را اجرا کنیم.

- در طول دوره هم هوایی نیاز به شبمانی در کمپ آخر نیست و همان لمس کمپ آخر می تواند بیشترین تاثیر

را در هم هوایی نهایی داشته باشد و باید بدانیم در ارتفاع بالای 7000 متر نه تنها تطابق با ارتفاع معنا 

ندارد, بلکه پس رفت نیز حادث می شود.

- تغییرات آب و هوا و خرابی هوا بیشترین نقش را در بهم زدن روند هم هوایی دارد.

- گاهی بدلیل عدم تطابق با ارتفاع, ممکن است نیاز به چند روز اقامت در کمپ اصلی را پیدا کنید, پس بدون 

داشتن استرس در از دست دادن زمان, سلامتی را بر زود هم هوا شدن ارجح بدانید.

- تفاوتهای فردی قابل ملاحظه ای در توانایی افراد جهت تطابق با ارتفاع وجود دارد. برخی به سرعت با

ارتفاع تطابق می یابند و برخی نیازمند دوره های زمانی طولانی تری برای هم هوایی هستند.

- پیش از رسیدن به کمپ اصلی و حتی در کشور خود می توانید پروسه هم هوایی را با صعود به قلل بالای

4000 و 5000 متری در دسترس آغاز کنید. اما باید بدانید هم هوایی امری است کوتاه مدت (حداکثر دو 

هفته) و به صرف یک چنین هم هوائیی نمی توانید در صعود به قلل مرتفع ریسک نمائید و به سرعت به 

ارتفاعات بالاتر بروید.


- تطابق با ارتفاع با عدم وجود بیماریهای ناشی از ارتفاع و بهبود کیفیت خواب مشخص می گردد و به

اصطلاح معروف: هر کس در ارتفاع خوب بخورد و خوب بخوابد, خوب هم هوا شده است.

منابع: http://www.chekad-sari.com
http://www.ciesin.org
وبلاگ کوه قاف


برچسب‌ها: هم هوایی در ارتفاعارتفاع زدگیفیزیولوژی ارتفاع
+ نوشته شده توسط دکتر حمید مساعدیان در یکشنبه بیستم بهمن 1392 و ساعت 6:50
[ دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392 ] [ 11:26 ] [ ]

                     همه چیز برای علاقمندان به کوهنوردی


                      پرداختن به کوه‌نوردی حساب و کتاب دارد

                                                

اگر خیلی کوه نرفته‌اید و بی تجربه هستید، بدون آمادگی لازم، کوه‌نوردی را شروع نکنید. این کار برای خودش کلی حساب و کتاب دارد که قبلش باید آنها را بدانید

 برای انجام یک کوه‌نوردی موفق باید از نظر جسمی شرایط خاصی داشته باشید؛ البته این بدان معنا نیست که اگر فاقد این شرایط هستید باید به طور کلی قید این کار را بزنید بلکه سعی کنید از مسیرهای راحت تر و کم خطرتر استفادهکنید. بعضی از این شرایط شامل موارد زیر است.

 



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم دی 1392 ] [ 0:12 ] [ ]
        اجرای برنامه مشترک با گروه پیکان بهبهان


تاریخ اجراء:        13/10/92  

مدت اجراء :       یک روزه 

محل برنامه :     از مارین به  کوه خامی از مسیر  یال گناوه 

 زمان پیمایش :  17 ساعت با توقفی یک ساعته جهت صبحانه ونهار

ساعت شروع برنامه:4/30 بامداد

ساعت پایان برنامه:21/30 شامگاه

مسافت طی شده ،ثبت شده  توسط جی پی اس:  52 کیلومتر 

وضعیت صعود :  کاملا زمستانی و برفی 

تعداد افراد شرکت کننده 8 نفر

اسامی افراد شرکت کننده :اقایان  مسعود محمدی -محمد رضا محمد حسنی- عباس محسنی از گروه پیکان و 

آقایان حمید محسنی- خیرالله پژمانفر -مهدی حبیبی- عیدی دامی- وجمشید صناعی از گروه آریو برزن 

همنورد گرامی آقای خیرالله پزمانفر


بقیه عکسها بمعض رسیدن در همین صفحه  قرار داده می شود

[ دوشنبه شانزدهم دی 1392 ] [ 10:18 ] [ ]


  فرودهای پر حادثه

       در این لحظات سخت و آزار دهنده که هیچ کاری هم از دستمان بر نمی آید
       شاید به استناد سخن حضرت مولانا کوشش بیهوده به از خفتگی باشد
 

1- سبکبار بودن بسیاری از کوهنوردان برای اینکه فشار کمتری را هنگام صعود به قله تحمل کنند و یا بتوانند سرعت حرکت بیشتری داشته باشند و یا گاه ضعف و نا آمادگی خود را بپوشانند با کوله باری سبک بدون به همراه بردن حداقل امکانات اقدام به صعود بخصوص از کمپ های آخر و یا در صعود های یکروزه میکنند. این افراد بنا را بر این میگزارند که در مسیر هیچ اتفاق غیر منتظره ای رخ نخواهد داد. هوا خراب نخواهد شد، راه را گم نخواهند کرد، اتفاقی برای کسی نخواهد افتاد و ... و این یعنی سپردن سلامت و جان خود به احتمالات و قضا و قدر. بسیاری از این کوهنوردان به راحتی صعود می کنند و باز میگردند اما اگر کوچکترین تغیری ایجاد شود، راهی به خطا رفته شود، بادی بوزد، برفی بیاید، مهی جلوی دید را بگیرد (که بسیار هم پیش می آید ) آنگاه ...

برای نمونه میتوان به حادثه دماوند برای تیم کوهنوردی هرمزگان و یا حادثه کل جنو نام برد که نبود اندک وسایل شب مانی کمی آب و غذا باعث شد تا شب مانی ساده به فاجعه ای بزرگ بینجامد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 13:30 ] [ ]


 

این ترکیبات هوشمندانه را امتحان کنید تا بهره غذایی شما چند برابر شود، اینکه شیر استخوان‌های شما را تقویت می‌کند و هویج دید و بینایی شما را بهبود می‌بخشد خبر خیلی تازه‌ای نیست، اما آنچه که شاید خبر جدیدی برای شما باشد این است که خوردن برخی مواد غذایی با هم می‌تواند تاثیر هر یک از آنها را در درمان بیماری‌ها چند برابر کند. در این مقاله 7 زوج بسیار مقوی غذایی را به شما معرفی می‌کنیم.
 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 11:12 ] [ ]
صعود مشترک گروه آریوبرزن و پیکان بهبهان به قله مارین وپیمایش مسیرتا  گردنه بازگه( خامی) 

شروع حرکتمان از بهبهان ساعت 5/30 بامداد با دو وسیله نقلیه شخصی و ورود به روستای مارین ساعت 7/30 بود پس از پارک ماشین ها وتعویض لباس هایمان که 20 دقیقه ای به درازا کشید، صعود از محل امام زاده آغاز شد . سپس از باغهای زیبای مارین که مرکباتی چون (انار ،لیمو، نارنگی ، نارنج )و.... بود، عبور کردیم

هوای اول صبح نسبتا سرد بود ولی با شروع حرکت وفعالیت کم کم دمای بدنمان هم   

بالا میرفت تا آنجا که پس از نیم ساعت اولیه صعود مجبور به سبک کردن لباس هایمان شدیم . تعداد افراد مان 9 نفر، که 5 نفر از گروه آریوبرزن و 4 نفر از گروه پیکان بودند . حرکت وصعود به طرف قله مارین با عبور از پاکوبها وگذر از مراتع ادامه داشت 2 ساعت بعد به محل چشمه آبی رسیدیم که محل مناسبی بود برای صرف صبحانه وچای، زیر درختان زیبای بلوط وچاله ای که به همین منظور از قبل تدارک دیده شده بود پس از تهیه هیزم و گیراندن آتش  کتری  چای نیز سریعا بار گذاشته  شد.پس از صرف صبحانه مجددا حرکت آغاز گردید ساعت 10/30 بود که از محل چشمه حرکت کردیم و پس از عبور از دره ای که در جناح راست ما واقع شده بود به انبوهی از درختان زیبای بلوط و بن(بنک) و زالزالک  رسیدیم که سر شار از طراوت و شادابی بودند. درختان پر بار  و زیبای زالزالک دقایقی از زمان صعود را از ما گرفت و دوستان نتوانستند از این سخاوتمندی طبیعت بی بهره بگذرند. 

آفتاب  ظهر بی پروا بر کوله ها و بدن ما میتابید وگرمایش هرچند درآخرین ماه از پاییز بود هنوز پر توان و گاهی سوزناک بود. و ما تقریبا هر 2 ساعت 10 دقیقه ای را به نوشیدن آب و استراحت می پرداختیم 


باری پس از عبور از مسیر های پر شیب وفراز از فرا سوی کوهها، چندین کومه سنگی نمایان شد که در نزدیکی قله مارین واقع شده بود .هوا رو به تاریکی می نهادو خورشید بی رمق و کم فروغ جایگاهش را به دیگر سوی کره خاکی منتقل میکرد قبل از تاریک شدن هوا ما نیز چادرهایمان را در مجاورت کومه ها بر پا کردیم وبا تدارک آتش بساط نهار وشام یکجا گسترانده شد. هوا کاملا تاریک شده بود واز بلندای قله مارین چراغ های شهر های بهبهان گچساران ودهدشت و روستاهای اطراف بخوبی نمایان بود 

ساعت 6 صبح جمعه بعد از استراحت شبانه حرکت به سمت گردنه بازگه وقله اصلی خامی آغاز شد وساعت 10 صبح بود که منطقه بازگه رسیدیم محلی بود پوشیده از برف وچندین کومه در میان آن. از آنجا تا قله اصلی خامی 45 دقیقه راه بود

 

و از آنجا که می بایست زمان بازگشت را در نظر میگرفتیم تا با تاریکی شب مواجه نشویم در یک تصمیم جمعی مقرر شد که برنامه صعود در همان مکان پایان یابد وسریعا نسبت به بازگشت به کومه های قله  مارین و از آنجا به روستای مارین اقدام شود. ساعت 12/30 دقیقه به کومه ها رسیدیم وپس از صرف نهار سریعا به سمت روستای مارین حرکت کردیم . مسیر فرود را با سرعت بیشتری طی کردیم با این وجود بخش پایانی مسیر را در تاریکی وبااستفاده از چراغ پیشانی وبا احتیاط کامل از دره ها وشیبها گذراندیم وساعت 7 شب بود که به روستای  مارین رسیدیم وپس از تعویض لباس به طرف بهبهان حرکت کرده وساعت 9/30 دقیقه به بهبهان رسیدیم 

افراد شرکت کننده در این برنامه:   همنوردان گروه پیکان :1-مسعود محمدی2-محمد رضا محمد حسنی 3-فضل الله شفائیان4-عیسی حسینی

اعضاء گروه آریوبرزن :1- حمید محسنی 2- خیرالله پژمانفر 3- مهدی حبیبی4- عیدی دامی5- جمشید صناعی

                                                گزارش از جمشید صناعی

                                                                         9/9/92                       

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 14:9 ] [ ]
فيزيولوژي ارتفاع

دکتر حمید بذرافکن

انجمن پزشکی کوهستان ایران: بدن انسان یک سیستم پیچیده و کاملا هماهنگ است. اندام و دستگاه های مختلف بدن در شرایط مختلف درست مثل بخش های مختلف یک کارخانه دقیق با هماهنگی بی نظیری بدن را برای فعالیت و ادامه حیات آماده می کنند. هر کدام از این دستگاه عملکردی خاص در حفظ حیات دارند که به طور کلی آن را فیزیولوژی آن دستگاه می نامند. در واقع فیزیولوژی علمی است که همین عملکرد  ها را مورد بررسی قرار می دهد.



ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 ] [ 9:1 ] [ ]

[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 8:29 ] [ ]

گزارش تصویری پیمایش بخشی از خط الراس شرقی دنا از برف کرمو تا نول شمالی

(قرار بود که این پیمایش تا منتها الیه خط الراس یعنی پازن پیر باشد که بدلیل مسائل فنی و ایمنی افراد بصورت کامل انجام نشد) 

افراد شرکت کننده در این برنامه :

1-حمید محسنی

2- تقی فروزانی

3-خیرالله پژمانفر

4-مهدی حبیبی

5-جمشید صناعی

[ یکشنبه پنجم آبان 1392 ] [ 22:51 ] [ ]


پیمایش قهرمانانه خطالراس شرقی دنا (از پازن پیر تا برف کرمو) را به کوهنوردان عزیز بهبهانی آقایان غلامرضا عبدللهی - عادل آغاجاری  و علی صفایی تبریک گفته آرزوی سلامتی وموفقیت های آتی  را برای آن عزیزان از خداوند منان خواستاریم


                                                                                         گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان

[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 22:33 ] [ ]

 

                        گزارش وعملکرد برنامه های برون منطقه ایی اجراءشده گروه آریوبرزن در نیمسال اول 92      

       


ردیف

زمان

محل اجرا برنامه

تعداد

توضیحات

1

23و 24 فروردین92

دلی خیار کار(کوه سفید)

6نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

2

13و14 اردیبهشت 92

منگشت(ایذه)

6نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

3

27و28 اردیبهشت92

قله کینو(اندیکا)

13 نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

4

14و15 خرداد92

قله کل قدویس دنا  (سیور: سمیرم)

8نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

5

17 و18 مرداد 92

قله پازن پیر: روستای شهید(پادنا)

5نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است

6

31مرداد و 1 شهریور 92

صعود ازقلل برف کرمو، کل خرمن وخروج از دره نول

5نفر

گزارش در وبلاگ گروه موجود است







                                                                                                                                                                                                                                                                                                 

                     توضیح اینکه برنامه های اجراشده در منطقه بهبهان که بصورت مرتب انجام گردیده در گزارش قید نشده           




[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ] [ 18:56 ] [ ]


صعود قهرمانانه کوهنورد بهبهانی " آقای منصور باستانی" به قله آلبروس روسیه را به آن بزرگوار تبریک گفته و سلامتی و تداوم سر افرازی ها را برایشان آرزومندیم

                                                                           ازطرف دوستان ، همنوردان و اعضاء گروه آریوبرزن بهبهان

[ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 ] [ 12:45 ] [ ]

گزارش صعود شبانه به قله برف کرمو و پیمایش خط الراس شرقی دنا و صعود به قله کل خرمن و خروج از دره زیبای نول

 

از طرف سرپرست برنامه آقای باستانی اعلام برنامه شد،صعود شبانه به قله برف کرمو و حرکت درخط الراس شرقی دنا وصعود به قله کل خرمن وخروج از دره نول .

 برنامه کمی سنگین و نیاز به آمادگی قبلی داشت . پنج نفر از دوستان، مصمم به  انجام برنامه شدند و آمادگی خود را به سرپرست برنامه اعلام کردند .

قرار ما بعد از ظهر روز 31 مرداد 92 معین شده بود . راس ساعت 30/13 دقیقه از بهبهان حرکت کرده وساعت 18 به خانه کوه سیسخت رسیدیم وپس از پارک کردن ماشین و تعویض لباس با یک دستگاه مزدا دو کابین اجاره ای به گردنه بیژن رفتیم وساعت 19 صعود آغاز گردید. هوا هنوز روشن بود وتا غروب آفتاب یک ساعتی باقی مانده بود .صعود بنا به توصیه سرپرست با گامهای کوتا ه وبا کمی مکث آغاز شده بود دقایق اولیه را با همین شیوه ادامه دادیم و پس از 15 دقیقه پیمایش، گامها بلندتر وبه سرعتمان نیز افزوده شد .

 آفتاب نفس های آخرش را میکشید، ودر هفتی دوکوه حوض دال و قلم حرکتی رو به پایین داشت و لحظاتی بعد سیاهی کاملا بر روشنایی روز غالب شد .ولی دقایقی بیش این پیروزی بطول نینجامید واین بار قرص کامل ماه بود که روشنایی بخش تیرگیها شده بود ونور سیم گونش را جایگزین سیاهی ها وتیرگیها  می کرد.و زمین وساکنانش در کشاکش این جدال دائمی همچنان گرم کارهای خویش بودند .

(درحال صعود از قله برف کرمو)

بر فراز قله برف کرمو

 3ساعت کافی بود تا گروه ما به پای قله برف کرمو برسد پایین قله هوا متعادل و از سرما خبری نبود .ولی احتمال میدادیم بالای قله اوضاع متفاوت باشد لذا پس از استراحتی کوتاه با برداشتن لباس گرم ودستکش آماده صعود به قله شدیم،کوله ها را در جایی مشخص جهت در امان بودن از دستبرد حیوانات وحشی به هم گره زدیم وبا فرمان سرپرست گروه حرکت آغاز شد.

گامها ی استوار وکوتاه، دستوربرنامه بود ،تنفس میبایست حالت طبیعی داشته باشد وضربان قلب افزایش غیر متعارف نداشته باشد .وچندین توصیه کارساز دیگر که از تجربیات ارزشمندسرپرست گروه حکایت میکرد .یک ساعت تمام تا رسیدن به بلندای قله 4100 متری برف کرمو زمان صرف شد.همانگونه که انتظارش میرفت وما نیز پیش بینی کرده بودیم برودت هوا بالای قله بسیار زیاد بود وما خوشحال از اینکه پوشش کافی با خود داشتیم پس از گرفتن چند عکس در نور ماه ساعت 10/ 23 دقیقه سریعا مسیر فرود را طی کرده و در ساعت 12 نیمه شب به پای کوله هامان رسیدیم.وپس از برپایی چادر و صرف شامی مختصر در سکوت کوهستان به بستر خواب رفتیم .صدای خرناس دوستان سریعا بلند شده وبگوش می رسید ، اسب خیال سرکش من اما هنوز در تکاپو وگشت وگذار بود.و آینده ای را تصور میکرد که بواسطه کهولت یا شاید بیماری آرزوی یک لحظه بودن در این ارتفاع راطلب می کرد. والآن آن یک لحظه است وباید از آن هرچه بیشتر لذت ببرم . وهمین لحظات سریع الگذراست که بخش عمده ای از  خاطرات شیرین عمر ما را تشکیل می دهند.و پلکهایم اما آرام آرام سنگین وسنگین تر میشد.

(صبح در حال جمع کردن چادر)

با اعلان ساعت 45/6 دقیقه بامداد همه دوستان بیدار شده وپس از نوشیدن یک لیوان چای کوله ها را بسته و آماده  حرکت شدیم.

 

ساعت 30/7 دقیقه حرکت به جانب شرق وقله نمک آغاز شد . صبحی دلنشین از اولین روز شهریور 92 نوید رقم خوردن خاطره ای بیاد ماندنی را میداد.روزی که میتوانست از بهترین خاطرات عمرمان باشد ،دوستانی صمیمی ویک رنگ هوایی پاک وزلال وطبیعت کوهستانی  دنا وصدای کبک وتزرو وتیهو.

دو مسیر روبرویمان بود یکی از دره ای می گذشت که دارای چشمه ای بود ومی بایست ارتفاع را کاهش داده تا به آن دسترسی یابی  ومجددا از سینه کشی صعود کنی، ودیگری تراورس کردن مسیر وادامه حرکت بطرف خط الراس تا زیر قله نمک . وما به علت داشتن ذخیره کافی آب مسیر دوم را برگزیدیم . یک ساعتی از شروع حرکت گذشته بود که دوست گرانقدر وهمنورد با احساس ما جناب آقای دکترروانبخش با مشاهده همزمان ماه وخورشید  در آسمان مطلبی را بیان نمودند که بهترمیدانم با نگارش شیوای خودشان در گزارش ذکر شود :

 

دکتر روانبخش:ساعت حدود هشت صبح که یک ساعتی از چادر شب مانی در پایین قله برف کرمو فاصله گرفته بودیم در حینی که کوله ها را زمین گذاشته و هر یک از دوستان به نوعی خود را مشغول نگاه به کوهها ودشتهای اطراف میکردندخوردن تنقلات وآب را به سایر دوستان تعارف که نه بلکه به اجبار تحمیل میکردیم.این محل که زیر قله نمک از قلل دنا می باشد هنوز طراوت وزیبایی خود را برای کوهنوردان نگه داشته بود.دوستان با دیدن مناظر اطراف وگروه کوهنوردی که در قسمت پایین دره شبمانی داشته بود سعی میکردند که به دوستان نشان دهند و همان احساس لذت وشعف را به دیگران منتقل کنند.جو، کاملا صمیمی و دوست داشتنی بود .

با طلوع خورشید نسیم صبگاهی و سرمای شب گذشته هنوز توان و حضور خود را در منطقه داشت . سبزه هایی که در اثر گذشت فصل تابستان به زردی گرائیده بودند طراوت وزیبایی چشم نواز خود را به منطقه جلوه می بخشید

قله کوه نمک متفکرانه تصمیم داشت که قسمتی از سرگذشت خود را به زبان آورد که مجددا سکوت اختیار کرد،شاید ما قدرت درک زبان  اورا نداشتیم ولی نگاهش روشن وزلال بود .فریاد وُرد(جایگاه مسکونی  فصلی دامداران )متروک و از سکنه خالی دلالت بر رونق گذشته خود وگله مند از مهمانان خود بود .

خورشید داشت کم کم گرمای خود را به زمین تحمیل که باعث فراموشی سرمای شب گذشته از کوه و دشت کند ،که به همان ارتفاع که خورشید تا کوه در شرق داشت ، ماه در قسمت غرب حاضر به غیبت و ترک آسمان نبود و هر دو ، خورشید وماه همزمان از شرق وغرب به یک فاصله مساوی از زمین بدون مزد ومنت نور میتاباندند تا شاید بتوانند این سرزمین اهورایی را از تاریکی و سرما نجات دهند......و بعد با یک سکوت نفسگیر و عمیق پی گیر مقصد بعدی یعنی قله کوه کل خرمن شدیم.

 

آری طبع لطیف وقلم  شیوای دکتر همیشه زیبایی بخش گزارش ها ی سفر های مشترکمان بوده وازهمین جا از ایشان نهایت تشکر وقدر دانی را داریم .

ساعت 30/10 دقیقه بود که به پای قله نمک رسیدیم واز آنجا تا نوک قله حداکثر نیم ساعت راه بود ولی برای صعود به نمک از قبل برنامه ای ریخته نشده بود زیرا با برنامه ریزی که شده بود احتمال کم بود زمان وجود داشت لذا هر چند بعضی از دوستان تمایل به صعود ازنمک را نیز داشتند ولی در تصمیمی جمعی قرار شد دقیقا طبق برنامه از پیش تعین شده عمل شود.

(بطرف کوه نمک)


(بر فرازقله کل خرمن)


اعضاء گروه پس از عبور از شیب ها ودره ها و سنگ ها وصخره ها بعد از 3 ساعت دیگر پیمایش بلاخره در ساعت 30/13 دقیقه به پای قله کل خرمن رسیدند وپس از استراحتی کوتا ه ونهادن کوله ها در پایین قله مسیر ریزشی وزیگزاگی قله کل خرمن رابه ارتفاع 4190 متر تا نوک قله در 45 دقیقه صعود کردند .

(نمای روستاهای پادنا از بلندای کل خرمن )


 از بلندای قله کل خرمن مناطق زیبا ودیدنی پادنا روستای نقل و در دوردست تر روستای شهید واز جنوب غربی دریاچه  زیبای کوه گل واز شرق قله سرافراز پازن پیر که با قامتی استوار نظاره گرکل منطقه بود بخوبی نمایان بود. پس از گرفتن چند عکس سریعا مسیر برگشت را در کمتراز 35 دقیقه طی کرده وبا برداشتن کوله ها از جانب شمال به طرف ورودی دره نول حرکت کردیم. گرما و خستگی  بر اثرحرکت مدام ومسیر سنگلاخی و کمبود آب باعث شده بود آثار خستگی در چهره ها  به وضوع نمایان شود ولی تا رودخانه نول که از بالا کاملا پیدا بودهنوز  راه زیادی بود ومی بایست از دروازه نول ساعتها در شیبی تند ونفسگیرکه حد اقل 60 درجه شیب داشت با احتیاط کامل راه پیمود  تا به آن دسترسی پیدا کرد .


(رودخانه زیبای نول)

بلاخره در ساعت 18به رود خانه نول رسیدیم و لختی استراحت و گزاردن پاهای بشدت خسته درآب سرد آن و زدن آب به سروصورت حال وهوای تازه ای به جمع خسته ما بخشید. 45 دقیقه بعد درمسیررود خانه ای که به طرف چشمه میشی در جریان بود حرکت  آغازکردیم دره نول بسیار زیبا و پوشیده از گلهای فراوان زرد وبنفش وعطر پونه وگیاهان معطر است که قطعا در فصل بهاراین زیبایی دو چندان می شود.  پس از طی مسافتی به دوراهی رسیدیم که به بره باز معروف بود  واز آنجا نیز مسیری  بود جهت صعود به نول جنوبی وپس از آن نول شمالی . که آقای باستانی یاد آور شدند.مسیررود خانه را ادامه دادیم و پس از پیمایش 45/2 ساعت دیگردر ساعت 30/21 دقیقه  به محل قرا مان با راننده مزدا دوکابین که نرسیده به چشمه میشی  حوالی محیط بانی بود رسیدیم و در ساعت 10/22 دقیقه به خانه کوه رسیدیم و پس از ساعتی استراحت به طرف بهبهان حرکت کرده وساعت 30/3 بامداد به بهبهان رسیدیم .

 

 نقشه مسیر عبور و منطقه (گوگل ارت )

  

افراد شرکت کننده در برنامه  :

 

1-آقای منصورباستانی

2-آقای دکترروانبخش

3-اقای حمیدمحسنی

4-آقای خیرالله پژمانفر

5-آقای جمشید صناعی                                                                                                                                         نویسنده  گزارش                                                                                                    جمشید صناعی 

                                                    6 /6 /92

[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 0:49 ] [ ]

سازماندهی صعود در برنامه های کوهنوردی:

انجمن پزشکی کوهستان ایران: حتی ساده‌ترین برنامه‌های کوهنوردی، بخودی خود فرآیندی پیچیده هستند. برای رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، سرپرست باید اطلاعات مورد نیاز در مورد منطقه‌ی صعود را گرد آورد، اعضای گروه را انتخاب كند، در مورد تجهیزات ضروری و منابع تامین آن‌ها تصمیم بگیرد و برای اطمینان از وجود زمان كافی برای انجام برنامه، یك جدول زمان‌بندی با حاشیه‌ی كافی برای مسائل پیش‌بینی نشده ایجاد نماید. همچنین وضع آب‌و‌هوا و شرایط اقلیمی منطقه نیز باید كنترل شود. چك لیست پایان نوشتار می‌تواند برای این منظور سودمند باشد.

تحقیق و گرد آوری اطلاعات:

 سرپرست باید برای گرد آوری اطلاعات ضروری صعود، برنامه‌ریزی نماید. كتاب‌های راهنما، نقشه‌ها و 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 0:46 ] [ ]

 گزارش صعود  گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان به قله پازن پیر از مسیر شمالی  

 برای چندمین بار بود که با دوستانی یکدل وعاشق تصمیم به صعود ازقله پازن پیر از مسیر شمالی و از  مبدا  چشمه برم سیاه را گرفتیم مقدمات کار از روزها قبل فراهم شده بود ،وضعیت آب و هوا وراه نیز مورد توجه کامل قرار گرفته شده بود .زیرا قرار بود از گردنه خاکی بیژن به طرف مرکز پادنا(بیده)و از آنجا به طرف روستای شهید برویم  . گردنه بیژن وضعیت متعادلی ندارد  وبعضی اوقات بدلایل مختلف از جمله موارد طبیعی و راهسازی بسته میشود لذا قبل از حرکت حتما باید از قابل تردد بودن ومناسب بودن وضعیت عبور ومرور مطلع شویم .  ساعت 10/30 دقیقه صبح روز پنجشنبه    از بهبهان با  وسیله نقلییه شخصی  عازم یاسوج  شدیم و از آنجا  به سمت جاده سیسخت  حرکت کردیم ساعت 14/30 دقیقه  بود که جهت صرف نهار در تنگ گنجه ای توقفی کوتاه داشتیم وسپس بطرف سیسخت حرکت کرده و بعد از پارک کردن ماشین در خانه کوه وتعویض لباس  با یک دستگاه لندروور کرایه ای  در ساعت 16/30دقیقه  به طرف گردنه بیژن -وبیده وسپس تا روستای شهید رفتیم و از آنجا مسافت باقی مانده را با یک دستگاه وانت تا چشمه برم سیاه طی کردیم. ساعت 18 از آنجا مستقیما به طرف دره سیبی رهسپار شدیم برنامه مان توقف وشب مانی درکنار چشمه اول و در ارتفاع 2650 بود مسیر دره تا چشمه را در 100 دقیقه طی کردیم ساعت حدود 19/50 دقیقه به چشمه مذکور رسیدیم وپس از بر پا کردن چادر و صرف شام  به استراحت شبانه پرداختیم ساعت 4 سحرگاه 92/5/18روز جمعه مصادف با عید فطر بود که با صدای زنگ موبایل بیدار شدیم و پس از پوشیدن لباس و کفش وبرداشتن  وسایل لازم  در تاریکی هوا وبا استفاده از چراغ پیشانی مسیر دره تا چشمه دوم را در ارتفاع 3650 متری طی کردیم وساعتد 8 صبح بود که به دشت گرگی رسیدیم . از  دشت گرگی قله پازن پیر بوضوح نمایان است ،پس از استراحتی کوتاه و صرف صبحانه ای مختصر مسستقیما به طرف  قله حرکت کردیم  وقتی به دامنه قله رسیدیم نزدیک به یک چشمه  کوله ها را گذاشته و پس از سیراب کردن خود  به طرف قله حرکت کردیم. قله پازن پیرآرام وبا وقارو با صلابت تمام با قامتی به بلندای تاریخ به نظاره صعود عاشقانی نشسته بود که هر سال مجنون وارشیفته دیدارش میشدند،عاشقانی که بارها در راهش رنجهاوملالت های بیشماری را متحمل شده بودند تا توانستند بلاخره دل سنگیش را بدست آورده و پذیرایشان شود. 

باری، شیب قسمت پایانی بسیار زیاد و از نوع ریزشی بود ،با هر زحمتی بود  آن منطقه را نیزپشت سر گذاشتیم ودر ساعت 12 ظهر بعد از 7/5 ساعت به قله 4280 متری پازن پیر رسیدیم وخاک آنجا را  بوسه زدیم و اشک شوق ریختیم.از بالای قله شهر یاسوج پیدا بودوازطرفی دیگرروستای نقل و کوهها وقلل دیکر بخوبی نمایان بود .پس از گرفتن عکس و تبریک صعود به دوستان در ساعت 12/30 دقیقه به طرف پایین حرکت کردیم و پس از طی 5/5 ساعت پیمایش در ساعت 18به محل استقرار چادر مان رسیدیم وپس از صرف نهار وشام که هر دو یکی شده بود وجمع کردن چادر در ساعت 19/15 دقیقه به طرف چشمه برم سیاه حرکت کردیم و پس از 1/5 ساعت پیمایش در ساعت 20/45 دقیقه به محل چشمه مذکور رسیدیم وبا استقبال گرم خانواده آقای حسنی از گله داران و زنبورداران منطقه که بواسطه تکرر دیدار از دوستان صمیمی مان شده بودند مواجه شدیم .این طایفه از اواسط بهار وتمام تابستان به این منطقه کوچ میکنند وپاییز و زمستان را به اطراف بوشهر می روند و به پرورش گوسفند وزنبور عسل و تولید روغن وکشک وبعضا به سمپاشی مزارع ودرختان میوه و غیره اشتغال دارند واصالتا ترک قشقایی هستند .صفا و صمیمیت این خانواده بحدی بود که با مشاهده وضعییت چهره  وخستگی نهفته در آن به هیچ عنوان اجازه  برپا کردن چادر به ما ندادند و فورا با خالی کردن یکی از اتاق هایشان مهمان نوازی  و خاکی بودن  را به ما یاداور شدند.واین پایانی بود بیاد ماندی  از سفری که رنگ عشق به خود گرفته بود. 

ما نتوانیم وعشق پنجه در انداختن                                                    قوت او میکند بر سر ما تاختن 

گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست            
           چاره ماهیچ نیست جز سپر انداختن 

مذهب اگر عاشقیست ،سنت عشاق چیست                                             دل که نظرگاه اوست ازهمه پرداختن 

ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست                                              زخم توان خورد وتیغ بر نتوان آختن 

افراد حاضر در این برنامه
 1- حمید محسنی
 2-خیرالله پژمانفر 
 3--صمد آیتی       
 4- مهدی حبیبی 
 5 -جمشید  صناعی


                     گزارش از جمشید صناعی                   
                                20/ 5 / 92
 

 نمای دشت گرگی از قله پازن پیر

 
پلاکارد گروه کوهنوردی مهر که قهرمانانه خط الراس دنا را از کل قدویس تا پازن پیر صعود کرده اند ( از طرف ما هم تبریک )

[ سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392 ] [ 1:9 ] [ ]

 گزارش صعود به قله "کل قدویس" بلند ترین قله جناح شمالی دنا

ساعت پنج صبح روز سه شنبه 14 خرداد با صدای زنگ موبایل بیدار شدیم. از روزهای قبل تدارکات لازم را دیده وکوله ها را بسته بودیم. ساعت 6 صبح به سمت یاسوج واز آنجا به طرف جاده سمیرم و روستای سیور حرکت کردیم.حوالی ظهر بود که به روستای مذکور رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه وتعویض لباسهایمان در ساعت 30/ 13آماده صعود شدیم. بعد از عبور ازباغ ها و یک گوسفند سرا که در کنار چشمه ای قرار داشت به طرف گردنه ریزک وسپس گردنه اتابکی حرکت کردیم .آفتاب ظهر نیمه خرداد چنان پرتوان بر پوست و بدن ما میتابید که ما را مجبور به استفاده از کرم ضد آفتاب نمود .گردنه اتابکی را پشت سر گذاشته و به طرف چشمه ای که در پایین دره قرار داشت حرکت کردیم . در ساعت 18 به چشمه اتابکی رسیدیم، آبی گوارا حاصل ذوب شدن برفهای بالادست در چشمه روان بود وعشایری که گوسفندانشان را به چرا آورده بودند و در آن حوالی  چادر هایی بپا کرده بودند به گرمی از ما استقبال کردندو اطلاعات بسیار ذیقیمتی را ازموقعیت منطقه و مسیر اصلی  کوه و قله کل قدویس در اختیار ما قرار دادند.آفتاب دیگر توان پرتو افشانی نداشت وکم کم در پشت کوه های بلند  خود را مخفی میکرد.

در گرگ و میش هوا دوستان سریعا چادر ها رادر کنار جویباری بسیار پر آب ودر مکانی که ظاهرا اتراقگاه دیگر کوهنوردان نیز بوده برقرارکرده و جهت صرف نهار وشام که هر دو وعده  یکی شده بود اقدامات لازم را انجام دادند.در این اثناء سه نفر ازکوهنوردان جهرمی که انسانهای بسیار شریف وبا اراده ای بودندبه ما پیوستند وچادر هایشان را در مجاورت چادر های ما بپا کردند.  پس از صرف شام وگپ وگفتی دوستانه وشوخی های متداول ،با آگاهی از کار سختی که فردا پیش رو داشتیم همگی به کیسه خواب هایمان خزیدیم.

 

صبح را با تلفیق صدای مرغان خوش الحان وزمزمه جویباران وزنگوله وبه به گوسفندان وهیاهوی چوپانان آغاز کردیم صداهایی که نوید بخش زندگی، فعالیت وتکاپو بود.

باری، پس از صرف  صبحانه ای مختصر،ساعت 6 صبح بود که کوله ها را به پشت کشیده وبه طرف سینه کش کوهی که درست روبروی گردنه اتابکی بود روانه شدیم.آفتاب بار دیگر با سوزش خویش قدرتش را به رخ ما میکشید. با صعود از آن کوه وکوههای دیگرمسیرسنگلاخی وگاهی برفی را تا زیر قله کل قدویس طی کردیم از زیر قله به بعد تمامی مسیر پوشیده از برف با شیبی نسبتا تند بود که همگی با اراده ای جانانه ازآن نیزگذشتیم ودر ساعت45 /11 دقیقه به قله 4341 متری "کل قدویس" که بلند ترین وشمالی ترین نقطه دنا است دست یافتیم. وسرود"ای ایران" ساخته روح الله خالقی را سردادیم.سرودی که با هر بار خواندنش تمامی تار و پود هر ایرانی وطن پرست به رعشه می افتد.واگر هزاران سال ازسرایش آن نیز بگذرد تازگی خود را از دست نمیدهد.

باری ، پس از گرفتن عکس های یادگاری ونظاره طبیعت زیبای اطراف، از بلندای قله ،در ساعت30 /12به سمت پایین حرکت کردیم وحوالی ساعت 16بود که به محل استقرار چادر هایمان رسیدیم .

پس از استراحتی یک ساعته وصرف غذاونوشیدن چای دلچسب وجمع کردن چادر ها به طرف گردنه اتابکی واز آنجا به سمت روستای سیور حرکت کردیم. شعله آفتاب کم فروغ شده بود وبه غروب خود نزدیک میشد .در باریک راه گردنه ریزک  انبوه گلهای زیبای وحشی چنان پراکنده شده بود که چشم هر بیننده ای را نوازش میداد.ساعت 21 بود که به روستای زیبای سیور رسیدیم .و پس از هماهنگی های لازم به حسینیه ای جهت استراحت شبانگاهی وزدودن خستگی از تن وتعویض لباس رفتیم .وپس از چند ساعت خوابیدن واستراحت دادن به اعضاء وجوارح که بشدت نیازمند آن بودند در ساعت 5  صبح  پنجشنبه مورخ  16/3/92 به سمت یاسوج سپس بهبهان حرکت کردیم .       

آری،گروه آریوبرزن بهبهان بار دیگر توانست برگ زرینی را به  دفترخاطرات خویش اضافه کند واراده جوانان این خطه را به منصه ظهور برساند.

افراد شرکت کننده در این برنامه :

1-حمید محسنی

2-تقی فروزانی

3-خیرالله  پژمانفر

4-هدایت الله دینی

5- آقای مشکین (مهمان ازاهواز)

6-مهدی حبیبی

7- شهاب صناعی

8- جمشید صناعی

                                       

                                    گزارش از جمشید صناعی

                                                 18/3/1392

   

 

 لا نه پرندگان در مسیر

 

 قله کل قدویس به اتفاق دوستان جهرمی

پلاکارد نصب شده توسط کانون پژوهش وشناسایی زاگرس شیراز بر روی قله کل قدویس

گلستان های موجود در مسیر گردنه اتابکی به ریزک

  اعضاء گروه آریوبرزن بر بلندای قله کل قدویس دنا

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 ] [ 14:12 ] [ ]

قله ی کینو

از شخصی سوال شد اهل کجایی با صراحت گفت اهل موسیقی  به نظرم باید اهل طبیعت و کوهستان باشی و از موسیقی لذت ببری که موسیقی بیان لطیف درد ، رنج ، تاریخ و فرهنگ یک قوم و ملت است که توسط سرآینده شعر و خواننده جهت عموم با آنچه در لیاقت مردم است خوانده میشود .

آیا جائی بهتر از کوهستان سراغ داری که بتوان درد و رنج و خستگی را از تن و روان بزدائی ؟

چه جائی بهتر از کوهستان برای ضیافت روح و جسم می شناسی ؟

داشتم موسیقی لری بختیاری را توسط خواننده مردمی استان چهارمحال بختیاری مرحوم استاد مسعود بختیاری گوش می دادم که تمام روح و روانم به کوههای بختیاری پرواز کرد برای یک لحظه بیاد اشتیاق دوستان به صعود مجدد ازکوه کینو که حدود یک ماه قبل انجام شده بود افتادم بلافاصله با دوستان همنورد هماهنگی و تصمیم به صعود کوه کینو برای بار دوم که پژواک دهنده صدای استاد مسعود بختیاری است گرفتیم .

از زمان تصمیم تا اجراء برنامه، روح و روان ما در کوه کینو که محل ییلاق کلیه ی عشایر گوسفند دار این استان و سایر استانهای همجوار است و از نیمه دوم بهار شروع و تا پایان شهریور ماه ادامه دارد حضور داشت .

روز 26/2/92 ساعت 4 صبح پنجشنبه با دوستان کوهنورد با وسیله ی نقلیه ی شخصی و هماهنگی با دوستان اهوازی که مهمانان عزیز ما بودند از بهبهان حرکت کردیم، پس از طی مسیر بهبهان رامهرمز ، دو راهی مسجدسلیمان جاده اهواز ایذه ، به مسجد سلیمان و از آنجا به اندیکا ، تونل دولا – کوه دولا – دشت شیمبار که یکی از بهترین و زیباترین مناطق طبیعی و دیدنی که با یک بار دیدن خاطره آن فراموش نمی شود به منطقه بازفت ، کوه بازفت که ستون یادگار استاد در آنجا برپاست به دو راهی روستای لپد رسیدیم و سرانجام در ساعت حدود 2 بعد از ظهر در منزل راهنما دوست داشتنی و جوان پاک منش که از ویژگیهای لرهای بختیاری است اطراق کردیم . نمی توان منکر وراثت ، نژاد ، فرهنگ قومی در رفتار آنها شد .

در زمان برنامه ریزی جهت صعود ، گروه تصمیم داشت که پس از استراحتی کوتاه در منزل آقای سلیمانی راهنمای ما جهت شب مانی و برپائی چادر در فاصله ای 3 ساعته در زیر قله ی کینو با کوله های سنگین حرکت کنیم که ابر سیاهی آسمان را پوشاند و بلافاصله آسمان شروع به بارش باران  و رعد و برق و پرداخت بدهی زمستانه خود در فصل بهار به منطقه شد . و بدین سبب برنامه صعود در روز پنجشنبه کنسل گردید . اما در حینی که اعضاء احساس رضایت و خوشی نسبت به جو و شرایط موجود داشته و شاهد بذل و بخشش آب و باران این مایه حیات به زمین بودند اکثریت آجراء برنامه صعود را به ساعت 3 صبح روز جمعه 27/2/92 به شرط مناسب بودن هوا موکول کردند تا کار صعود را یک روزه تمام کنند .

بساط شام و چائی و خوردنی های متفاوت که از کوله های اعضاء گروه بیرون کشیده و مصرف میشد ، خط ندادن گوشی های موبایل  همه وهمه مثل موج باعث تشدید رضایت و خوشحالی گروه می گردید و در چهره ی تمام افراد این خوشی و خوشحالی دیده می شد . آیا این شرایط و جو دوستانه قابل خریدن با پول است یا باید اراده داشته باشی و آنرا بوجود بیاوری ؟ تنها کالایی که در هیچ بازاری با پرداخت پول هنگفت یافت نمی شود . و باید تجربه کنی تا قدر این لحظه هات را با دوستان بدانی . ساعت 5/2 صبح روز 27/2/92 با صدای زنگ موبایل دوستان ، صبح بخیر اعضاء چنان شور و هیجانی در گروه ایجاد کرد که فرصت درست کردن چائی خالی را به خود ندادند و همه سرگرم بازبینی کوله های یک روزه خود که از شب قبل آماده کرده بودند شدند .

راهنما ما جوانی مهربان با قیافه ای نازنین  و کشیده ، اورکتی برتن  و لبخندی بر لب در حالی که  با چوب دستی بلندش در بیرون از اطاق تکیه داده بود و آسمان و ستارگان را مشاهده میکرد انتظار حرکت دوستان و صعود موفقی را در یک روز خاطره انگیز پیام میداد . شفافی آسمان وجود ستارگان شادی بخش دل همنوردان و عزم راسخ آنها را باعث میشد .

راس ساعت 3 صبح حرکت به کوه کینو از مسیر انتخابی آقای سلیمانی که راه خاص و صخره ای پر پیچ و خم و کاملا میانبر بود در تاریکی شب و با نور چراخ پیشانی گروه شروع شد . کوه کینو با توجه به موقعیت خاص خود ، دوستی و رفاقت عشایر دامدار لر زبان  را دربازفت از چهار محال بختیاری .ازنا از استان لرستان ، اندیکا ی لر زبان از استان خوزستان را مستحکم میکند .

این کوه به طول 30و عرض 6 کیلومتر که در غرب به استان لرستان ، در شمال به استان چهارمحال بختیاری و جنوب به خوزستان قدرت و اقتدار خود را به اثبات رسانده و مهمان پذیر عشایر و دامهای آنها در فصل بهار و تابستان بوده که از سخاوت و اندوخته برف و باران زمستان خود استفاده میکند . پس از طی مسیر سنگی با شیب بسیار تند که در تاریکی شب مشخص نبود بازدن  باران شفق و سپیده دم پرده از مناظر زیبای طبیعت ، کوهها و بخصوص مسیر خطرناک طی شده برداشته شد.با توقف و لحظه ای نگاه به طبیعت اطراف و طراوت صبحگاهی، شنیدن صدای زنگوله گله های گوسفند و داد فریاد چوپانان، که  باعث رهائی خستگی از جسم می گردد .

و شعر معروف حافظ بزرگ که:

صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن

                                      دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

تداعی میشد .

سرپرست گروه که همیشه فتح قله آرزوی اوست ندای حرکت را با جنس موسیقی که ناشی از پیشرفت کار بروفق مراد بود سر داد در ضمن ادامه صعود خورشید تمام مناطق را صاحب شد که صدای زیبا و درون سوز آقای مسعود بختیاری ( چه خشه مال با ر کنه ... )

از گوشی موبایل یکی از اعضاء شنیده که نا خودآگاه زمزمه شعر گروه را فراگرفت و نظم به هم ریخته صف انسجام خود را بازیافت .

دیدن لانه کبکی در یک متری مسیر پایکوب که دارای حدود 5 عدد تخم و سرد بودنشان نشان از صید کبکهای مولد به دست بشر بود  که جائی برای بحث و صحبت از دنیای زیبای پرندگان نگذاشت . نفسی عمیق کشیدیم تا خود را از مسئله ایجاد شده رها کنیم که اولین صخره خود را در چند متری نشان داد و ما را به زور آزمائی طلبید از اولین ، دومین و سومین صخره با همکاری و کمک بیدریغ اعضاء گروه همدیگر را بالا کشیدیم و سرانجام پس از حدود 2-5/1 ساعت صخره ها تمام شد . لذت موفقیت را کسی می برد که بابت آن هزینه داده و زحمت کشیده باشد . چنین موفقیت و گذشت از مسیر سخت باعث احساس رضایت و اعتماد به نفس بیشتر میگردد . در زیر قله در پناه سنگی به دلیل خستگی و وزش باد پناه گرفتیم که قله ی کوههای دوزرده ، کلونچی و شاه شهیدان از زردکوه بختیاری و سن برون، گل گل از اشتران کوه لرستان با برف سنگین عظمت خود را در میان سایر کوههای اطراف نشان دادند . در ادامه مسیر مجددا در نزدیک قله اطراق و با خوردن کمی تنقلات و پوشیدن لباس اضافی ، عینک و غیره به دلیل وزش باد شدید عزم راسخ جهت فتح قله از مسیر برف و تعداد نقاب برفی سرانجام در ساعت 5/11ظهر قله دست دوستی و رفاقت را به سوی ما دراز کرده و حاضر شد ما را در سر برفی و زلف سنگی خود جای دهد .

ارتفاع قله 3700 توسط GPS  اعلام شد وزش باد بسیار ملایم گردید و زمینه برای عکس انداختن ، شوخی های همیشگی را فراهم ساخت و عملیات اکروبات دوست عزیزمان در برف قله گل کرد .

در مسیر برگشت از قله تب صخره ها  گروه را نگران میکرد که آقای سلیمانی با لحجه شیرین بختیاری گفت : مسیر فرود مسیر دیگری است . وارد یک مسیر یخچالی با شیب ملایم با پوشیدن میخ کفش تا انتهای یخچال پائین آمده و سرانجام در ساعت 7 بعدازظهر با جسمی خسته ولی روحیه ی خوب و قبراق در خانه آقای سلیمانی همدیگر را شادباش گفتیم .

خانم آقای سلیمانی با آن وضعیت مالی روستائی با چای گرم و چاشنی مهربانی ما را استقبال کرد و گفته : درهم داران دنیا را کرم نیست ، کرم داران دنیا را درهم نیست را ثابت نمود پس از گرم کردن و صرف موادغذائی که از شب گذشته بجا مانده بود و استراحتی مختصر، در حدود ساعت 8 شب از خانواده آقای سلیمانی به امید دیداری مجدد جدا شدیم . و در آخر با گذراندن روزی سخت در کوه شب تا صبح در جاده سپری شد و در ساعت حدود 6-5 صبح مورخه 28/2/92 شنبه به بهبهان رسیدیم . و یکی دیگر از خاطرات کوه برای آینده در قسمت تاریخ خاطرات کوهنوردی ثبت شد.

                                                        گزارش از امیر روانبخش


 

 

[ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392 ] [ 14:48 ] [ ]


                            صعود به کوه منگشت

 

چه عشق ندانی بپرس از شب ها    بپرس ازرخ زرد وخشکی لبها

عشق به کوه :

چند روز قبل ازمورخه 12/2/ 92 شش نفر از اعضاء گروه مان در بهبهان تصمیم به صعود به کوه منگشت ازرشته کوه های زاگرس واقع درشهرستان ایذه که دارای بهترین مراتع ییلاقی عشایر گوسفند دار ایل هفت لنگ بختیاری میباشد گرفتیم.

با توجه به گزارشات هوا شناسی و مطلع بودن از شرایط نامناسب جوی وبارانی بودن هوا در روز مقرر ساعت5/ 12 ظهر با دووسیلۀ نقلِیه شخصی به مقصد ایذه حرکت کردیم . به محض حرکت ازبهبهان بدلیل بارش  شدید باران وعدم دید کافی برای رانندگی در 5 کیلومتری بهبهان در زیر پل مارون متوقف ومجددا تصمیم گیری و مشورت راجع به اجراء یا عدم اجرای برنامه شد. که در وهله اول تصمیم به برگشت و انصراف از اجراء برنامه گرفتیم ولی چنانچه هوا کمی مناسب تر شد وباران متوقف شد و با توجه به تمایل شدید دوستان به انجام برنامه مجددآ تصمیم به ادامه مسیرو حرکت به طرف شهرستان ایذه گرفته شد.

در ایذه با دوستان کوهنورد ایذه ای  که قرار بود با ما همراه شوند مشورت شد که به دلیل شرایط نامناسب جوی آنان تمایلی به صعود نداشتند،ولی شوق وذوق به کوه مطلبی نبود که بتوان براحتی از آن گذشت ودر آن شرایط عقل نمی توانست بر احساس و عشق به صعود غلبه کند .

در ادامه راه از روستای اژگیل گذشته ودر روستای همجوار آن بنام آبخوگان توقف کردیم و با یکی از جوانان اهل روستا که اصالتآ هفت لنگ و از طایفه قریشوند بود آشنا شدیم، که با روحیه باز  که خصلت مردم پاک بختیاری است ما را تحویل گرفت وپس از صحبت وگرفتن اطلاعاتی از مسیر صعود و موقعیت جغرافیایی منطقه، قرار شد که به عنوان راهنما  ما را همراهی کند لذا در جایی مناسب و نزدیک به روستا ء اقدام به دائر کردن چادر ها نمودیم.

خوشبختانه هوا کمی صاف وروشن  ولی لکه های ابر در آسمان در حال تغییر وجا بجایی بودند.با نگاهی به اطراف و لذت بردن از طبیعت بهاری روستا مشغول تدارک و آماده کردن شام شدیم . پس از صرف شام و شب نشینی قرار حرکت را با آقای قریشوند ساعت 4 صبح مورخ 13/2/92 گذاشتیم. جی پی اس ارتفاع روستا را 1066 نشان میداد.

ساعت 4 بامداد بود که با نم نم  باران و باد که چادر هایمان را نوازش میکرد بیدارشدیم وچون مصمم به صعود بودیم چادر ها و وسایل اضافه را در ماشینها جاسازی وبه اتفاق راهنماء گروه با عزمی راسخ از مسیری به نام تنگ برف کشان در تاریکی وبا استفاده از چراغ پیشانی راه را ادامه دادیم.مسیر چون مال رو و عشایری بود دارای پاکوبی مناسب بود.در طول مسیر باران زمانی ملایم ومهربان وگاهی شدید گروه را همراهی میکرد.پس از حدود5/1 ساعت طی مسیرتنگ نامبرده به دو شاخه یکی مسیر تنگ او لزگی در سمت راست ودیگری مسیر اوهرمون در سمت چپ تقسیم میشد.مسیر سمت چپ را با شیب تند و پایکوب ادامه دادیم تا در ساعت 7 صبح به چاه وچشمه اوهرمون (چاه معروف اسدالله، محل ییلاقی گوسفندان روستای آبخوگان ) رسیدیم .پس از چند دقیقه استراحت و گرفتن عکس های یادگاری با عشایر مهربان منطقه وخوردن تنقلات، باران شدیدی ادامه حرکت را غیر ممکن نمود .لذا برای دقایقی بزحمت خود را درون چادر کوچک عشایری آقای قریشوند جای دادیم ودر کنار آتش نشسته وطبق معمول شروع به شوخی و نقل حکایات پرداختیم.

باران شدید اینبارنیز خللی در عزم صعود دراعضاءگروه پدید نیاورد  مگر باران میتوانست سخاوت خود را از درختان ،مراتع بهاری وگوسفندان دریغ بدارد و بخاطر چند کوهنورد حق سالیانه آنها را نپردازد.این امربا ذات سخاوتمند طبیعت مغایرت داشت.  لذا بمحض توقف باران حرکت به سمت قله آغازگردید.و پس از حدود 3 ساعت از مسیر پاکوب کوهستان به قله منگشت رسیدیم .ارتفاع این کوه حدود 3000 - تا 3200 متر میباشد.

در مسیر قله گاهی باران شدید وگاهی کمتر میشد.چشم انداز زیبای منطقه ،درختان بلوط با برگ های تازه شکفته ،کوههای مقاوم واستواراطراف،چشم هر بیننده ای را نوازش میداد.ووجود کوره های ذغال سازی که لکه سیاهی بر دامن این طبیعت بود هر دوستدار طبیعتی را متاثر میکرد. در بالای قله باران شدید،ورعد وبرق و تگرک با چاشنی باد وبوران کل منطقه را فرا گرفت بنحوی که دیدن فاصله چند متری مقدور نبود.همگی خود را در شکاف کوهی در زیر قله جای دادیم.تاحدودی که از باران وتگرگ در امان باشیم ولی باران کوهستان، باران دشت وباران مصنوعی فیلمهای سینمایی نیست و باید آنرا دید وتجربه کرد.نیم ساعتی در شکاف کوه ماندیم وصبر کردیم تا شاید هوا مناسب شود ولی باد و باران دست بر دار نبود ومیخواست با غرور بذل و بخشش کند وطبیعت مهربان را زنده نگه دارد.چون خبری از مساعد شدن هوا نبود و وجود ابر های تیره در دور دست ها خبر ازنامساعد تر شدن اوضاع جوی میداد با تدبیر راهنمای کارآزموده وکاملا آشنا با منطقه مان آقای قریشوند سریعا واز راهی میانبر به طرف پایین قله حرکت کردیم.در تمام مسیر نزدیک به دو ساعت باران شدید مارا زیر دوش گرفت.اعضاءگروه از توان وصبر همدیگر در تعجب بودند واینکه هیچکدام از افراد شکوه وگلایه ای از اوضاع و احوال وتصمیم گروه نداشتند. وچون همه با آگاهی کامل و قبول احتمال هر گونه پیشامدی قدم در این راه گذاشته بودیم از بودن در آن شرایط حتی لذت هم میبردیم.ودر هنگام فرود ودر حین سکوت مطلق همدیگر را مواظب بودیم و گهگاهی اگر فرصتی بدست میآمد طبیعت را تماشا میکردیم ومگر میشد چشم آموزش دیده  دل خود را از نگاه کردن به این طبیعت بارانی وزیبا دور داشت.

مسیر برگشت را همچنان ادامه دادیم تا مجددا به محل چشمه اوهرمون رسیدیم در آن مکان هوا کمی بهتر شده بود ولی قله همچنان شرایط خاص خود را داشت. آقای قریشوندبا آن غیرت بختیاری ومهمان نوازیش چنان آتشی روشن کردکه ازتمام لباسهایمان که در اطراف آتش حلقه زده بودیم  بخار آب بلند میشد . ولی این آتش توان خشک کردن تمام البسه حتی کفش وجوراب ودستکش ما را نداشت و به همین دلیل گروه تصمیم به حرکت به سمت روستای آبخوگان را گرفت .در طول مسیر که حدودا 5/2 ساعت بدرازا کشیده شد کاملا زیر باران  حرکت میکردیم .وجود دره زیبا وقشنگ برف کشان که در اوایل صبح بدلیل تاریکی هوا قادر به دیدن آن نبودیم چشم ودل ما را نوازش میداد.وچنان محو در طبیعت اطراف دره بودیم که باران و رعد وبرق را احساس نمی کردیم .آقای قریشوند اظهار میکرد که این دره زیستگاه انواع حیوانات وحشی از جمله خرس و پلنگ نیزمیباشد.

بارش باران و زیبایی طبیعت دره و ابرناکی آسمان منطقه بلاخره تاثیر خود را گذاشت.وصدای نغمه دوستان خوش ذوق وخوش صدا نشاط و توان گروه را مضاعف نمود.سر انجام در ساعت 50/3 دقیقه پس از گذراندن یک روز سخت و بارانی وخاطره انگیز به روستای آبخوگان و منزل آقای قریشوند رسیدیم .ودر حالی که بسیار خیس و خسته بودیم با روحیه ای بسیار قوی همدیگر را شاد باش گفتیم.پس از گرم کردن غذایی که قبلا تدارک آنرا در بهبهان دیده بودیم وصرف آن در منزل آقای قریشوند با خاطراتی شیرین وبیاد ماندنی ودر حینی که خانواده آقای قریشوند با نگاه مهربان خود ما را بدرقه میکردند روستای آبخوگان را ترک ودر ساعت حدودا 5/8 بعد از ظهر به بهبهان رسیدیم.

ممکن است این صعود با آن شرایطی که ذکر شد توسط خواننده عزیزاین گزارش عجیب و غیر عقلانی به نظر برسد. ولی عشق نیروی محرک زندگیست،عشق به جریان  درآوردن انرژی نهفته در بدن است.عشق عقل و منطق را به رسمیت نمیشناسد  وفقط راه خود را درست میداند وبس.عشق بلا ومرگ را نمی بیند.و آخر اینکه عشق لازمه لذت بردن اززندگی است و آدم بی عشق ابزاریست جاندار.

                                            گزارش از امیر روانبخش  


[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 12:13 ] [ ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

bgcolor:blue