گزارش پیمایش بخشی ازخط الراس شرقی دنا ازبرف کرموتا تاپو
23/24/25 مهرماه

به نظر بعضی از دوستان زمان مناسبی رابرای این پیمایش انتخاب نکرده بودیم، و زود تر از اینها باید این برنامه اجرا می شد، ولی آنچنان انتخابی در کار نبود، و اجرا برنامه هر هفته بواسطه مشکلات و گرفتاری های اعضاء مصمم بدلائلی به تعویق می افتاد. در آخرین هفته هم دو نفر دیگر از همنوردان خوبمان بدلائل شخصی نتوانستند همراهی مان کنند.لذا دیگر واقعا فرصتی نمانده بود،این بود که با سه نفر برنامه را در ساعت 17 چهارشنبه 23 مهرماه از گردنه بیژن به طرف برف کرمو آغاز کردیم،

هوا کمی سرد ولی دلچسب بود و همه چیز برای یک صعود خوب و خاطره انگیز فراهم بود. بواسطه شرایط خاص زمانی و احتمال قطع آب چشمه ها مجبور به بردن سه بطری یک و نیم لیتری آب با خودمان شده بودیم که با توجه به مقداری غذا ولباس و کیسه خواب و چادر و وزن خود کوله ها بار مان سنگین شده بود .
بهر روی پس از کمی حرکت با گامهای آرام بر سرعتمان افزودیم وبعد از صعود از چندین شیب و سر بالایی تند، پس از دو ساعت و بیست وپنج دقیقه به خط الراس و زیر قله برف کرمو رسیدیم ،هوا کاملا تاریک و سرد شده بود و ما فورا بساط چادر را بر پا کردیم.و پس از گپ و گفتی دوستانه و مرور برنامه فردا، وصرف شام به استراحت شبانه پرداختیم . با خود قرار گذاشته بودیم روز دوم برنامه را در صورت مساعد بودن شرایط جوی تا قاش سرخ پیمایش کنیم وشب را در آنجا بیتوته نماییم. وصبح روز سوم را بعد از صعود از قاش سرخ به طرف تاپو وسپس رمبسه و نهایتا پازن پیر صعود کنیم. ضمن اینکه گزارش هواشناسی هوای دنا را برای روز جمعه کمی تا قسمتی ابری در بعضی ساعات همراه با بارش مختصر گزارش کرده بود..

در نیمه های شب هوا بشدت سرد شده بود و سرما بدرون کیسه خوابهایمان هم نفوذ میکرد. پس از پشت سر گذراندن شب اول وبیدار باش در ساعت 5/45 بامداد ،اقدام به جمع کردن چادر نمودیم، یک لایه یخ نسبتا ضخیم قسمت بیرونی چادر را پوشانده بود. ساعت 6/15 به طرف چشمه داخل دره، و سمت راست قله حرکت کردیم تا صبحانه را در آنجا صرف کنیم. 40 دقیقه تا چشمه راه بود، و پس از صرف چای و صبحانه ای مختصر، در ساعت 7/15 به طرف قلل نمک و کل خرمن حرکت کردیم،پس از عبور از صخره ها و چندین شیب تند
و نفس گیر و عبور از دروازه کل خرمن و تراورس مسیر غربی زیر قله کل خرمن پس از 4 ساعت پیمایش در ساعت 11 به دروازه نول رسیدیم.استراحتی کوتاه نموده وآبی وتنقلاتی صرف کردیم دوباره کوله ها را به دوش کشیده و حرکت را از سمت چپ تیغه ها به طرف نول شمالی ادامه دادیم. و با تراورس مسیر پر شیب زیر قله نول شمالی به خط الراس رسیدیم و سپس به طرف نول جنوبی حرکت کردیم.

خوشبختانه به دلیل سردی هوا میزان مصرف آبمان نیز زیاد نبود و بخشی از نگرانیمان نسبت به کمبود آب بر طرف شده بود . بعد از عبور از دره ای با شیبی تند. در ساعت 15 به محلی مناسبی جهت نصب و بر پا نمودن چادر در زیر قله قاش سرخ رسیدیم باد به شدت می وزید و در روند حرکتمان خلل ایجاد میکرد ولی هنوز زمان زیادی تا تاریکی هوا داشتیم و می توانستیم از برنامه جلوبیفتیم ولی با توجه و به اینکه شناختی جغرافیایی کاملی از ادامه مسیر نداشتیم واینکه آیا در صورت ادامه حرکت جای مناسبی برای شب مانی پیدا میکنیم یا نه تصمیم به شبمانی در همان نقطه گرفتیم. تا اینجا دقیقا طبق برنامه پیش بینی شده عمل کرده بودیم و خوشنود از عملکرد و توان گروه . چادر را در شرایط وزش بادسرد و شدید با زحمت زیاد بر پا کردیم.
پس از صرف شامی گرم ومختصر از فرط خستگی به کیسه خوابهایمان فرو رفتیم. نیمه های شب باد و طوفان شدیدی به همراه مختصری تگرگ در گرفت و هر لحظه به شدت آن افزوده میشد. تا اینکه نهایتا در ساعت 1/30 بامداد شدت آن باعث کنده شدن میخهای چادرشد و چادر در هوا معلق و به اینسو و آنسو و با سر و صدای زیاد درشرف پاره شدن بود. که سریعا اقدام به محکم کاری و انجام تمهیدات لازم گردید، طوفان و باد تا صبح ادامه داشت،وخواب را از چشمانمان گرفته بود ، ناچارا زود تر از موعد مقرر ساعت 5/30.تصمیم به جمع کردن چادر و ادامه حرکت نمودیم.هوا گرگ و میش بود و زیبایی منحصر بفردی داشت. جمع کردن چادر در آن شرایط طوفانی بسیار مشکل مینمود باد شدید وسرد اجازه این کار را از ما گرفته بود . با هر زحمتی بود پس از 30 دقیقه تلاش چادر را جمع وحرکت را به طرف قله قاش سرخ آغازکردیم وپس از آن به سمت تاپو ادامه مسیر دادیم.
به مدخل ورودی دروازه تاپو رسیدیم باد امانمان را بریده بود و اکنون دیگر کاملا هل مان میداد. ضمن اینکه بارش دانه های ریز تگرگ نیز همچون سوزن به سرو صورتمان فرو می رفت. به عقب برگشتیم و در جانپناهی به امید آرام شدن هوا ساعتی را گذراندیم امیدی به بهتر شدن هوا نبود.

 

 

 

 

ابرهای سیاهی از دور این حس را در ما تقویت میکرد که بر خلاف گزارش هواشناسی ابر ها پر بار و پر انرژی اند . در این شرایط بهترین کار گرفتن تصمیمات عاقلانه و به دور از احساس است .هر چند که وقت و انرژی زیادی را برای انجام کامل این برنامه صرف کرده بودیم و بیش از سه ساعت دیگر تا پایان برنامه نمانده بود وهنوز 8/30 صبح بود و ما فرصت زیادی داشتیم تا قلل رمبسه و پازن پیر را نیز پشت سر بگذرانیم ولی شرایط جوی این فرصت را از ما گرفته بود ولی ما از ابتدا بنا را در هر شرایطی به سلامتی اعضاء گروه قرار داده بودیم واین امر را از مهمترین ارکان برنامه ها یمان و در اولویت قرار داده بودیم . لذا پس از تبادل نظر و تصمیم گیری مقرر شد تا برنامه را به پایان رسانده و مسیر برگشت را از نول جنوبی به دره نول پی بگیریم .
در طول مسیر برگشت بارش تگرگ و باد و باران بطور متناوب ادامه داشت . واز ساعت 12 ظهر به بعد رعد وبرق نیز به ان افزوده شد. بدون فوت وقت و استراحت و سریع از ارتفاع میکاستیم ولی تمامی سنگها بواسطه خیس شدن لیز و شل شده بودند و این مسئله مستلزم احتیاط بیشتر و حرکت دست به عصا میشد و از سرعتمان میکاست بهر روی پس از ساعتها حرکت در ساعت 15 وبا لباسهایی کاملا خیس به محیط بانی کوه گل رسیدیم و پس ازتعویض لباس و تماس با تاکسی سرویس به خانه کوه رفته و برنامه را به پایان رساندیم
اعضاء شرکت کننده در برنامه
1- حمید محسنی
2-خیرالله پژمانفر
3- جمشید صناعی

 


گزارش از جمشید صناعی
26 /7 /93