گزارش صعود. بهاره به قله پازن پیر
ساعت ٥/٣٠ بامداد از خواب بيدار شديم ولى از آنجا كه قصد داشتيم فرداشب مجددا در همين مكان استراحت كنيم چادرمان را جمع نكرده ، كوله ها را به دوش كشيده به طرف خطير سوخته براه افتاديم .
ساعت ٧ صبح به خطير سوخته رسيديم و به سرعت به راه خود ادامه داديم و پس از ٣ ساعت پيمايش به كر خدا رسيديم ، كر خدا فاقد برف بود ولى در ارتفاعات بالاتربرف زيادى به چشم مى خورد ، صبحانه را در محلى مناسب صرف كرديم و پس از استراحتى كوتاه ساعت ١١ مجددا به راه خود ادامه داده به طرف دشت گرگى براه افتاديم . ساعت ١٢ ظهر به دشت گرگى رسيديم ، دشت پوشيده از برف بود، تا قله بارها و بارها بعلت انبوه برف مجبور به برف كوبى بوديم الالخصوص قسمت پايانى كه حسابى خسته مان كرده بود .در اين فصل هيچ چشمه فعالى در مسير نبود وبراى تامين آب مورد نياز مان مجبور به استفاده از آب كدر برف مى شديم ساعت ٤ بعد از ظهر بود كه به قله پازن پير رسيديم ،
پازن پير بزرگ ، پازن پير سر افراز ، بارها و بارها اين مسير را طى نموده ايم و باز هم طى خواهيم نمود، وهر بار شوق ديدارش بيشتر و بيشتر مى شود . اين چه احساسى ايست كه در اندرون خسته عاشقان نهفته است كه براى ديدار معبود اينچنين خطر و خستگى و بى خواب را به جان مى خرند. فقط انسان هاى عاشق مى توانند اينگونه بى پروا خود را به آب و آتش بزنند .
پس از نيم ساعت قله را به سمت دشت گرگى ترك كرديم و از آنجا سريعا به سمت كر خدا براه افتاديم هوا رو به تاريكى مى نهاد و ما خسته و كوفته مجبور به ادامه مسير و پيمايش در شب بوديم تا دشت مارپيت كه چادر مان را در آنجا بر قرار كرده بوديم حدوداً دو ساعت راه بود و ما مى بايست تمام اين زمان را با خستگى تمام در تاريكى شب طى مى كرديم .در مسير بارها و بارها با چشمان درخشان حيوانات وحشى در فواصل نزديك مان مواجه شديم و خوفى خفيف از حملات ناگهانى در دل مان بود به همين جهت با ايجاد سر و صدا و سوت زدن و داد وفرياد سعى بر دور كردن آنها از خود داشتيم . خستگى و طول مسير و پيمايش شبانه در تاريكى مطلق ، از سرعت مان كاسته بود. اما ما اراده كرده بوديم تا بهر صورت خود را به دشت مارپيت برسانيم ،بلاخره ساعت ١٠شب دشت نمايان شد و ما در تاريكى مطلق به دنبال محل اسقرار چادر نيم ساعتى را سپرى كرديم و پس از پيدا كردن آن و صرف شام بسرعت به استراحت پرداختيم .
از فرط خستگى فردا را تا ساعت ١٢ظهر خوابيديم و پس از صرف غذا و جمع كردن چادر به سمت آب نهر مسير برگشت را طى نموديم . ساعت حدودا ٤ بعد از ظهر بود كه به آب نهر رسيديم و پس از استراحتى مختصر و صرف چاى به سمت بهبهان حركت نموديم .
اعضاء شركت كننده در برنامه
١- منصور باستانى
٢- حميد محسنى
گزارش از جمشيد صناعى به نقل از جناب محسنى
به تاریخ ٩٥/٢/٢٠
گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان