گزارش برنامه تنگ کوپ به ریزک
گزارش برنامه تنگ کوپ به ریزک
ساعت 10/50 صبح با مینی بوسی که از قبل هماهنگ شده بود ،از بهبهان به مقصد تنگ کوپ در مسیر ممبی حرکت کردیم. هوا ابری بود و هواشناسی گزارشی مبنی بر بارندگی ارائه نداده بود. ولی بعد از عبور از منطقه لیکک، کم کم نم نم باران بر شیشه مینی بوس، ما را امید وار به بارش کرد.و چند لحظه بعد تیره ای شدید را باریدن گرفت. همگی خوشحال شدیم.حتی به قیمت بهم خوردن برنامه حاضر بودیم بارش تداوم داشته باشد.آخر میدانستیم که زمین چقدر تشنه باران است.وچقدر طبیعت نیازمند نزولات آسمانی ست. ولی اندکی بعد باران متوقف گردید .و چشمها باز به آسمان خیره ماند.
مینی بوس به روستای چشمه امیری رسید و ما پیاده شدیم.در کنار جاده لباس هایمان را تعویض کردیم و با یازده نفر برنامه را در ساعت13 آغاز نمودیم. هوا بسیار سرد بود.ولی پس از بیست دقیقه پیاده روی مجبور به کاستن از البسه شدیم.بعد از عبور از مدخل تنگ کوپ و چند شیب نسبتا تندبه جنگلی از درختان رسیدیم. سالهای قبل که از این منطقه عبور میکردیم.انبوه برف در جای جای آن به چشم می خورد ولی اکنون دریغ از یک دانه برف ،"آسمان قهر نباریدن بود. و زمین مُصر در آشتی ، وخدا نکند که آسمان بخل کند در بارش. " و امسال چنین کرده بود.و ابر ها مغرورانه از فراز زمین عبور میکردند. و نم پس نمی دادند. و زمین خاضعانه نیاز طبیعت را از آسمان به انتظار نشسته بود. تا با اولین بارش از دل خود بیرون بیفکند چشمه ساران را و جاری سازد نهر ها و رود ها را و نوید دهد بهاران را.
ولی تاکنون بارش چشمگیری را شاهد نبوده ایم.
باری، پس از ساعت ها پیاده روی و کوهپیمایی،به محلی رسیدیم که سالهای قبل در آنجا اطراق کرده ،شب را سپری میکردیم، ولی امسال چشمه آن کاملا خشک شده بود و قطره ای آب نداشت.لذا کمی جلو تر رفتیم تا شاید جای مناسب تری را در جوار چشمه ای دیگر بیابیم. ولی آفتاب در حال رخت بر بستن بود و گوی آتشینش دیگر رمقی برای گرما بخشی نداشت. باد بسیار سردی نیز وزیدن گرفته بود و ما باز بدنبال مکانی مناسب برای شب مانی بودیم،. با تاریک شدن هوا بر شدت سرما نیز به طرز بی سابقه ای افزوده شد و دما بشدت پایین آمده بود، بحدی که بسختی میتوانستیم کوله ها مان را باز کرده تا دستکش ها یمان را بپوشیم. بهر روی و با توجه به شرایط پیش آمده در یک تصمیم جمعی مقرر شد که به مکانی که از اول قرار بر شب مانی داشتیم باز گردیم و با بی آبی چشمه کنار بیاییم. حدودا 15 دقیقه راه رفته را برگشتیم تا به کومه ها رسیدیم و پس از روشن کردن آتشی تیار و برقرار کردن چادرها به گرم کردن غذا وصرف نهار وشامی که یکی شده بود مشغول شدیم .و بعد از نوشیدن چای و صحبت هاو شوخی های دوستانه بر گرد آتش ، جهت استراحت به کیسه خوابهایمان هجوم بردیم.
صبح روز جمعه، قبل از طلوع زیبای خورشید بیدار شدیم و پس از صرف چای و بیسکویت،سریعا چادر ها و کوله هایمان را جمع کرده و. در جهت شرق به سمت ریزک حرکت نمودیم ،بعد از حدود 50 دقیقه پیمایش به منطقه ای رسیدیم که انتهای تنگ دراک بود و چشمه ای فعال و پر آب را در آنجا مشاهده کردیم در کنار این چشمه تعدادی کومه مسقف و خیلی خوب نیز وجود داشت که دقیقا زیریکی از قلل کوه سفید بود و براحتی میتوانستیم با 45 دقیقه تا نهایتا یکساعت کوهنوردی به بالای قله صعود کنیم .ولی برنامه ما ورود از تنگ کوپ تا ریزک و خروج از امامزاده در منگزو بود و از قبل نیز با راننده مینی بوس هماهنگ شده بود که محل قرارمان جهت برگشت، محوطه امامزاده باشد.
باری، پس از عبور از چند شیب و سر بالایی به منطقه ریزک رسیدیم وبعد از. صرف صبحانه ای جانانه،از مسیر بالای تنگ دراک به سمت امام زاده حرکت کردیم مسیری جالب و دیدنی بود و حسنش در آن بود که از این مسیر تخریبی که در طبیعت بواسطه طرح مسخره جاده کشی صورت گرفته بود و موجب آسیبی جدی به طبیعت و از بین رفتن انبوه درختان و اکو سیستم منطقه شده بود را مشاهده نمی کردیم . و دلگیر نمی شدیم از این همه سو مدیریت در حوزه حفظ منابع طبیعی وجنگل ها و مراتع.
پس از حدودا دوساعت به امامزاده رسیدیم و پایان این برنامه زیبا از طرف سرپرست برنامه اعلام شد.
با تشکر از آقای مهدی حبیبی سرپرست این برنامه که زحمات زیادی را جهت هر چه بهتر برگزار شدن برنامه کشیدند.
افراد حاضر در این برنامه:
1- حمید محسنی
2- تقی فروزانی
3- خیرالله پژمانفر
4-محمد رضا عسکر پور
5- مهدی حبیبی
6- جمشید عباسی مقدم
7- غلامرضا مشکین زاده
8-صمد آیتی
9- عیدی دامی
10- جهان کلانتری
11-جمشید صناعی
گزارش از جمشید صناعی
20/10/93





پیمایش از مبدا. تا کومه ها


پیمایش از کومه ها تا ریزک و سپس مسیر دراک، که بعلت اتمام شارژ باطری ناتمام ماند.

گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان