چهارشنبه ساعت هفت و سی دقیقه صبح روز هفده تیر 1394 ، از بهبهان به سمت یاسوج و سپس سیسخت حرکت کردیم، صبحانه و نهار را در بین راه خوردیم بعد از هماهنگی با محیط بانی کوه گل ماشین را در محوطه پاسگاه پارک کرده و پس از تعویض لباس به سمت دره نول به حرکت در آمدیم.
ساعت 13/15 دقیقه بود که حرکتمان از محیط بانی آغاز شد ،پس از عبور از آبشار نمک و در مجاورت جویبار زیبای دره نول که از ابتدا تا انتها ی مسیر همراهمان بود ، و با عبور از کنار گیاهان و گلهای معطر روییده شده در جوار جویبار به منطقه ای رسیدیم که انبوه گلهای زرد رنگ بو مادران را در کنار آب وارتفاعات بالاتر می توانستم مشاهده کنیم .
ساعت 15/45بود که به نزدیکی سرچشمه جویبار رسیدیم و پس از استراحتی کوتاه و گرفتن آب به سمت شیب تند انتهای دره نول حرکت نمو دیم ، تا دروازه نول و ارتفاع 3750 متری شیبی. بسیار تند و نفس گیر بود که انرا در طول سه ساعت صعود مداوم طی کردیم، ساعت 19 به دروازه نول و زیر قله کل خرمن رسیده و پس از نصب و برقراری چادر هایمان و صرف شام جهت استراحت شبانه به کیسه خواب هایمان پناه آوردیم.

 

شب با همه سیاهی و تیرگیش، زیبایی ها یی را هم دارد، سکوت را هم دارد، و درخشش الماس های آسمانی را که هر انسانی با دیدنشان شگفت زده میشود.
و صلابت کوهها که شبها بیشتر میشود
و آرامشی که در بطن شب نهفته است .

 

روز پنجشنبه را با طلوع زیبای خورشید آغاز کردیم ، در زیر دروازه نول، از ذوب شدن برفها جویباری جاری بود، دو نفر از دوستان بطریهای خالی شده را از آنجا مجددا آبگیری کردند تا در مسیر با کمبود آب که در این برنامه طولانی و سنگین بسیار حیاتیست روبرو نشویم. ساعت 7/5 صبح بود که حرکت به سوی نول شمالی را آغاز کردیم و ساعت 9/5 به زیر قله رسیدیم کوله ها را همانجا گذارده و قله نول شمالی را ظرف نیم ساعت صعود کردیم

 

 

بر فراز قله نول شمالی

 

 

و پس از گرفتن عکس یادگاری سریعا به سمت نول جنوبی و سپس قاش سرخ حرکت کردیم. در مسیر قاش سرخ دو دره وجود دارد که شیب های نسبتا تندی داشت.

 

 

نمایی از قاش سرخ تا پازن پیر

 

در ساعت 12 زیر قله قاش سرخ صبحانه و نهار را یکجا صرف کرده و پس از استراحتی نیم ساعته از روی یال آن به سمت قله تاپو حرکت کردیم .در این فصل بواسطه ذوب برفها در بعضی از نقاط پست مسیر ،آب و یا جویباری دیده میشد که میتوانستم آب مورد نیاز مان را از آن تامین نماییم . ولی در فصول دیگر بندرت می توان آب یافت .لذا کسانی که قصد پیمایش این مسیر طولانی را دارند باید حتما با آگاهی از وجود و یا عدم وجود آب در مسیر برنامه ریزی کنند.
باری، ساعت سه بعد از ظهر بود که پس از عبور از شیبی تند به خطالراس و سپس قله تاپو رسیدیم. و پس از گرفتن عکس به طرف کوه رمبسه حرکت کرده و بعد از عبور از سرازیری نسبتا طولانی ساعت 5/5 بعد از ظهر به محوطه مسطح زیر قله رمبسه رسیدیم
خستگی بوضوح در چهره همنوردان مشاهده میشد مسیر طولانی و کوله سنگین بود ، ده ساعت تمام بود که یک پشت و بطور مداوم کوهها و دره ها را در نوردیده بودیم، پس از رفع خستگی به سمت قله حرکت کردیم، هر چند که ازسمت چپ کوه رمبسه براحتی میتوانستیم با عبور از یخچال به زیر قله پازنپیر برسیم ولی ما ترجیح دادیم قله رمبسه را هم زیارت کنیم، لذا با عبور از شیبی بسیار تند و ریزالی بد قلق در ساعت 6/5 بعد از ظهر به رمبسه رسیده و پس از استراحتی کوتاه از طریق گذرگاه موجود در گردنه جنوبی به سمت دامنه پازنپیر حرکت کردیم. این گذر گاه باریک و دارای شیبی تند و ریزالی است و کمی موقع فرود باید دقت و تمرکز شود.

مسیر گذر گاه رمبسه به پازن پیر 

 

تقریبا ساعت 7/5 غروب پنجشنبه بود که به محوطه زیر قله پازن پیر رسیدیم و چونان کسی که به معبود خود نزدیک شده باشد غرق در تماشایش شدیم یادم به شعری از پابلو نرو افتاده بود آنجا که می گفت :

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی بپا کنم
که گیسوانت را یک به یک
شعری باید و ستایشی

دیگران
معشوق را مایملک خویش می پندارند
اما من
تنها می خواهم تماشایت کنم

قلب من
آستانه ی گیسوانت را ، یک به یک می شناسد

آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می کنی
فراموشم مکن !
و بخاطر آور که عاشقت هستم
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو
این سوگواران سرگردان بافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آنکه ، دریغشان مکنی


چون بشدت خسته شده بودیم و توانمان نیز تحلیل رفته بود همانجا چادر ها را بر پا کرده پس از صرف شام به استراحت پرداختیم. با وجود باد شدید و سر و صدایی که براه انداخته بود بواسطه خستگی زیاد سریعا خوابمان برد.

ساعت هفت صبح بیدار باش زده شد و پس از نوشیدن چای و بیسکویت در ساعت 7/5. با به دوش کشیدن کوله ها به طرف قله پازنپیر به حرکت در آمدیم، شیب نسبتا زیادش را سریعا طی کردیم و ظرف نیم ساعت به بالای قله رسیدیم و خوشحال و سرمست از این موفقیت با به اهتزاز در آوردن پرچم گروه ، همدیگر را در آغوش کشیدیم....

بر فراز قله پازن پیر 

 

پس از گرفتن عکس های یادگاری در ساعت 8/5 به سمت دشت گرگی سرازیر شدیم، 

و پس از چهار ساعت پیمایش به چادر هایی از عشایر منطقه رسیدیم که در کنار چشمه بر پا شده بود و بانویی مهربان که با دوغ و چای از ما پذیرایی کرد، واین خصلت خوب عشایر ایران زمین است که همیشه ما را مدیون و شرمنده محبتهای خود نموده اند.
هر چند که دوستان نیز جهت جبران این همه لطف و محبت. بی دریغ هر آنچه را که در پایان برنامه دیگر به آن نیازی نداشتند از جمله مقداری دارو وغذا و تنقلات به آنان اهدا نمودند ولی مهمان نواز ی آنان همیشه ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.

بعد از خداحافظی و تشکر از آن خانواده محترم به طرف تنگ سببی مسیر را ادامه دادیم.
یکساعت بعد به محلی رسیدیم که جهت صرف نهار مناسب تشخیص داده شد .

بساط نهار را تدارک دیده و صرف کردیم، و پس از استراحتی کوتاه به سمت انتهای دره وتنگ سیبی و نهایتا ساعت سه بعد از ظهر به قریه آقای حسنی رسیدیم و با اجاره کردن یک دستگاه سایپا تا روستای شهید و سپس بیده و از آنجا نیز پس از یکی دو ساعت معطلی بابت نبودن وسیله نقلیه ساعت هفت بعد از ظهر به طرف سیسخت مراجعت کرده و بعد از رفتن به محیط بانی کوه گل و تعویض لباس ساعت 9 شب به سمت بهبهان حرکت کردیم.

افراد حاضر در این برنامه:
1- حمید محسنی
2- تقی فروزانی
3- خیرالله پژمانفر
4- غلامرضا مشکین زاده
5- جمشید صناعی

گزارش از جمشید صناعی

23/4/94

 

 

 

 

قله تاپو 

 

 قله دیگر تاپو