گزارش صعود به قله کل قدویس دنا

ساعت حدودا ٩/٣٠ روز پنجشنبه ١٣ خرداد ٩٥ بود كه از بهبهان به مقصد روستاى آبملخ براه افتاديم و پس از ٥ساعت و نيم رانندگى  با ماشين هاى شخصى به روستاى مذكور رسيديم ،از اول جاده خاكى  تا روستاى آبملخ حدود ٧ كيلومتر فاصله بود 
پس از پارك كردن ماشين در پاركينگ هايي كه روستاييان به همين منظورتدارك ديده بودند و بابت پارك هر ماشين ، در هر شبانه روز ٢٠٠٠٠ تومان حق پاركينگ ميگرفتند و بعداز تعويض لباس ، ساعت ٤ بعد از ظهر به سمت دره اتابكى بحركت در آمديم، اين دره طولانى، تا انتهاى تنگ اتابكى كه مكانى مناسب جهت استراحت شبانه و محل آغاز صعود به قله كل قدويس است ادامه داشت.
 در بين راه جويبارها و چشمه هاى فراوانى وجود داشت كه ما را از حمل بطرى هاى پر آب بى نياز مى كرد. اين چشمه ها آنچنان فعال و پرآب بودند كه با گذرشان از سطوح شيب دارآبشارك ها و مناظر و چشم انداز هاى بسيار زيبا و بى بديلى را خلق مى كردند.
انبوهى از گلها و گياهان معطر فضاى عبورمان را بسيار دلنشين و عطر آگين كرده بود ، گلستانهاى بزرگى از گل گياه كنگر پديد آمده بود كه بسيار معطر و شبيه به گل سنبل بودند و اطراف پاكوب كه پوشيده بود از گلهاى طلايى رنگ بومادران يا برنجاس، و گلهاى وحشى و زيباى ديگر كه هر كدام رنگ و بويى خاص خود را داشت   

مناظر براى ما آنچنان بكر و جذاب بود كه دوستان از هر فرصتى  براى گرفتن عكس استفاده مى كردند. همين عامل باعث كمى تاخير در رسيدن به محل شبمانى مان شد و حدود ساعت ٨/٣٠ دقيقه شب بود كه بعد ازگذر ازچشمه اتابكى به محلى كه مناسب شب مانى بود رسيديم و پس از استقرار و نصب چادر ها و صرف نهار و شام ، جهت استراحت به كيسه خوابها خزيديم.

روز دوم: 

ساعت ٦ صبح جمعه ١٤ خرداد بيدار باش زده شد ويكى از دوستانِ با گذشت ، متقبل شد تا با ماندن در پايگاه ، از اثاثيه و چادر ها محافظت نمايد .  پس از نيم ساعت همه همنوردان آماده ومصمم جهت صعود به قله كل قدويس بودند،گروه با ١٠ نفر به سمت قله به حركت در آمد. 
مسير حركت تيز و پر شيب بود و از همان ابتدا تنفس مان را به شماره انداخت لذا ليدر توانمند گروه، با تشخیص موقعیت و شرایط صعود  گامهايش را آرام تر و با طمئنينه بيشترى بر مى داشت تا ضربان قلبهامان با گام هايمان هماهنگ گردند.  چند ساعت بطور متوالى و به همین منوال حركت در شيب را ادامه داديم که پس از آن سه تن از دوستان كه نيروى شان تحليل رفته بود مجبور به توقف و برگشت شدند . و بقيه به حركت به سمت قله ادامه دادند
اعضاء گروه در زمانهايى كه جهت استراحت توقف مى كردند ، از تنقلات و ميوه جهت كسب انرژى و جبران انرژى از دست رفته استفاده مى نمودند ، كه بسيار موثر و تاثیر گذار بود.
بارى ، پس از چندين ساعت صعود پياپى و عبور از شيبها و يخچال هاى برفى و نهایتا مسيرى شبيه گرده ماهى، به مشاهده قامت سرافراز كل قدويس نائل شديم ،زير قله پوشيده از برف بود و گاهاً تا زانوانمان درون آن فرو مى رفت ، بلاخره ساعت ١٣ بعد از ٦/٥ ساعت پيمايش به قله ٤٣٤١ مترى كل قدويس رسيديم و پس از گرفتن عكس و شادى بعد از موفقيت، در ساعت ١٣/٣٠ به سمت تنگ اتابكى به حركت در آمديم كه بعد از ٤ ساعت در ساعت ٥/٣٠ دقيقه خسته و گرسنه به نزد دوستان رسيديم 
 
پس از صرف صبحانه و نهار و شام همه در يك وعده و كمى نشستن به دور آتش و لذت بردن از  انبوه بيشمار ستارگان كه به مثابه مرواريد هايى درخشان، در ظلمات شب جلوه گرى مى كردند و همچنين گپ و گفتى دوستانه با همنوردان به دور آتش و تعريف، و ياد ها و خاطره ها ،  به كيسه خواب هايمان هجوم برديم 

روز سوم : 
ساعت ٥/٣٠ دقيقه بيدار باش زده شد و پس از جمع كردن چادر ها به سمت روستاى آب ملخ جهت بازديد از آبشار معروف تخت سليمان به حركت در آمديم خورشيد تازه انوارش  طلايى يش را بر قلل بلند كوههاى اطراف گسترانده بود و ما در خنكاى صبحِ دامنه هاى دنا، سرخوش و شاداب از اجراى بى نقص برنامه با گذر از جوار جويبار ها و چشمه سارها و گلستانها و گياهان معطر و مرغان و كبكان خوش الحان ، آواز خوانان به سمت روستای آب ملخ در حركت بوديم.  
بارى ساعت ٩/٣٠ صبح بود كه به پلى كه بر روى جويبار پر آبى كه به طرف آبشار مى رفت رسيديم . خانواده هاى بسيارى در دو طرف جويبار چادر زده و به تفريح مى پرداختند. نيم ساعتى را تا آبشار بسيار زيباى تخت سليمان راه پيموديم .راه بسيار پر پيچ و خم و گاها ناهموار و خطر ناك بود و بر حجم آب جويبار مكررا افزوده ميشد. پس از عبور از چند نرده و پله غير استاندارد و بى حفاظ به آبشار رسيديم . آب بسيار زيادى كه از دل كوه سرازير مى شد با آب جويبارى كه از روستا مى آمد در محلى به هم مى پيوست و با سر ريز شدن از بلندايى بشكل آبشارى بسيار ديدنى و رويايى نمايان مى شد البته در پايين دست آن بسيار خطرناك و حادثه ساز مى شد كه به همين خاطر تا حدودى با نرده گذارى از ورود بازديد كنندگان به آن منطقه خطرناك  جلوگيرى مى شد ولى زيبايى خيره كننده آن مشتاقان و زيبايى ستايان را با عبور از نرده ها به سمت خود مى كشاند كه هرچند بسيار خطر ناك و ليز بود ، ما نيز جزو آن افراد بوديم ، حجم بسيار زياد آب از بلندايى به روى صخره هايى تو در تو مى ريخت و منطقه، پوشيده از جلبك هاى خيسى بود كه با كوچكترين بى احتياطى بدرون غارها و اشكفت هاى عميق و پر آب و خروشان آن در مى غلتيدى . و ظاهرا هر ساله تعدادى بدينسان از بين مى روند. 
بارى، پس از گرفتن چند عكس و استراحتى مختصر به سمت روستا برگشته و صبحانه را راس ساعت ١١ در سايه سار انبوه درختان گردو و همجوار با جويبار خروشان و ترنم زيباى آب صرف كرده و سپس به سمت محل پاركينگ ماشين هامان به حركت در آمديم ، ساعت ١٣/٣٠ بود كه به پاركينگ رسيديم و پس از تعويض لباس و تصفيه حساب با پاركينگ دار به سمت ياسوج و بهبهان بحركت در آمديم.

افراد حاضر در این برنامه
1- حمید محسنی
2- تقی فروزانی
3- جمشید عباسی مقدم
4- خیرالله پژمانفر
5- صمد آیتی
6- حمدالله پژمانفر
7- جهان کلانتری
8- آقای علیزاده
9- غلامرضا مشکین زاده
10 مهدی حبیبی
11- جمشید صناعی

گزارش از جمشيد صناعى
٩٥/٣/٢٠