برنامه شش روزه سفر به علم کوه و پیمایش دره سه هزار تا روستای برجان تنکابن

غروب بود و بادی سرد وزیدن گرفته بود و چون مسیر طولانی را از بهبهان تا کلاردشت و کمپ حصار چال طی کرده بودیم پس از صرف غذایی مختصر و گشتی در منطقه ، جهت استراحت وفرار از سرمای محیط به چادر ها پناه بردیم . قرار شد صبح ساعت ۵/۳۰ بیدار باش و ۶حرکت به سمت قله باشد. گُل سحر ، با همهمه همنوردان گروههایی دیگر و قبل از زنگ ساعت بیدار شدیم و پس از برداشتن کوله حمله و مقداری آب و تنقلات و مختصر ی صبحانه بطرف قلل تخت سلیمان به حرکت در آمدیم ،تعداد زیادی از همنوردان ایرانی و خارجی در قالب گروههایی منظم در حال عبور از شیبها و پیچ و خم های مسیر بودند. بعد از چند ساعت کوهپیمایی استراحتی کوتاه نموده وصبحانه ای میل کردیم تا هم رفع خستگی کرده باشیم و هم با معده خالی طی مسیر نکرده و انرژی لازم را برای صعود داشته باشیم. شیب ها و گذر گاهها یکی یکی پشت سر نهاده میشد. و ما با دیدن طیف های مختلف قومی و سنی ، از گروههای دیگر انرژی و نیروی بیشتری میگرفتیم . مردان و زنان جوان، مردان و زنان پا به سن گذاشته، و خارجی هایی از ملل مختلف ، با شور و پر انرژی آرام و با طمئنینه بر زمین گام می نهادند، زمین و هوا سرشار از انرژی بود.آسمانی صاف و آبی، بی حتا یک لکه ابر ، شیبهای تند و پیاپی نفس ها را به شماره انداخته بود و ارتفاع و کمبود اکسیژن تعدادی را از ادامه حرکت باز می داشت. بعد از عبور از گذرگاهی سنگلاخ و تراورسی به چپ در ساعت ۱۰/۳۰ صبح به قله علم کوه رسیدیم ، قله علم کوه بلند ترین و آخرین قله از قلل تخت سلیمان است. دیگر قلل تخت سلیمان عبارتست از خرسان شمالی، خرسان میانی، خرسان جنوبی ،ستاره،منار که در سمت چپ علم کوه قرار داشتند. باری ازدحام در قله آنقدر زیاد بود که بسختی توانستیم چند عکس یادگاری بگیریم . سپس در ساعت۱۱/۳۰ بطرف پایین حرکت کردیم و پس از سه ساعت و سی دقیقه در ساعت ۱۵ به کمپ حصار چال رسیدیم. و با استقبال دوستان و دیگر همنوردان حاضر در کمپ مواجه شدیم. لیوان های چای گرم و گوارا خستگی را از بدنمان زدود،سپس نهار و شامی دلچسب که با آن خستگی و گرسنگی حسابی لذت بخش بود. عصر آنروز در بیرون از چادر در فضایی بسیار صمیمی، گروههای مختلف برنامه های شاد و مفرحی داشتند ، رقص های محلی ترکی ،کردی، لری و آواز های سنتی در هر گوشه کمپ مشاهده و شنیده میشد. بعد از کمی دید و بازدید ، برنامه فردایمان را با دوستان مرور کردیم، قرار شد اول صبح بعد از جمع کردن چادر ها بطرف آبگرم و دره سه هزار حرکت کنیم . روز چهارم: ساعت ۷ صبح بعد از جمع کردن چادرها بطرف جنوب غرب و کوه منار حرکت کردیم پس از عبور از شیبی آرام و طی مسافتی نه چندان زیاد و عبور از جویباری پر آب به دریاچه زیبایی رسیدیم که تقریبا زیر دیواره برفی قله منار پدید آمده بود. پس از گرفتن چند عکس یادگاری بطرف پاکوبی بحرکت در آمدیم که ما را تا خط الراس و دوراهی طالقان و دره سه هزار میبرد.پس از آن بطرف راست یعنی مسیر آبگرم و دره بزرگ سه هزار پیش رفتیم .مسیری طولانی ولی بسیار زیبا با جویبارهایی فراوان بود. تا غروب ره پیمودیم و حوالی منطقه آبگرم در جوار جویباری بسیار پر آب و چشم اندازی رویایی ،مکان را مناسب برای اطراق و استراحت و صرف نهار و شام که یکی شده بود، تشخیص دادیم. پس از بر پا کردن چادر ها و صرف شام و چای و کمی گپ وگفت ، در محیطی باز ودر جوار رودخانه، جهت استراحت و خواب شبانه به چادر و کیسه خوابها پناه بردیم و با صدای نوازشگر آب بخوابی عمیق فرو رفتیم.
روز پنجم:
صبح زیبایی را در کنار جویباری پر آب و خروشان آغاز کرده بودیم ،و صدای جریان آب که صدای زندگی بود و حرکت و تلاشی به بلندای همه کوهها و عمق همه دره ها و به وسعت همه دشتها.
و نه ، به سکون و ماندگی، پیمودن و پیمایش بیکرانه ها و دیدنی های نادیده. و حرکت از سکون و ماندگی شهر به تکاپو و سرزندگی در دل طبیعت.
پس از جمع کردن چادر ها به طرف چشمه آبگرم حرکت کردیم و قرار گذاشتیم صبحانه را در جوار چشمه صرف کنیم.حدودا دو ساعتی تا چشمه آبگرم راه بود وچشمه سارها و چشم اندازهای بسیار زیاد و زیبایی را که در مسیر وجود داشت، پشت سر گذاشتیم. پس از آنکه از پل چوبی روی رودخانه عبور کردیم به طرف فروشگاه و کلبه چوبی مستقر در محل آبگرم رفته و پس از آبتنی در چشمه آبگرم و زدودن گرد و غبار مسیر، سفارش صبحانه و چای دادیم . پس از صرف صبحانه و چای به در خواست فروشنده جوان، دفتر خاطرات فروشگاه را امضاء کرده و براه افتادیم. بعد از چند ساعت پیاده روی در جوار دره زیبای سه هزار
و عبور از رودخانه کم کم به باغات و رستورانهای بین راهی نزدیک میشدیم ، واندک اندک آثار تمدن نمودار میشد. بعد از گذر از چند باغچه و رستوران ، حوالی ظهر به روستای درجان از توابع تنکابن رسیدیم. و پس از تشخیص جمعی و به جهت عدم عبور در جاده با هماهنگی لازم با یک وسیله نقلیه تا تنکابن که حدودا چهل دقیقه ای بود را با ماشین طی کردیم، در بین راه از جنگل های انبوه و زیبا و چشم نوازی گذشتیم که روح انسان را جلا و طراوت میداد. پس از ورود به شهر تنکابن با تهیه منزلی مجهز به امکانات رفاهی به حمام و استراحت پرداختیم و روز بعد با اتوبوس به تهران و سپس به طرف بهبهان حرکت کرده و برنامه را در روز دوشنبه ۱۶مردادماه ۹۶ به پایان رساندیم.
افراد حاضر در برنامه:
۱-حمید محسنی
۲-تقی فروزانی
۳-جمشید عباسی مقدم
۴-خیرالله پژمان فر
۵-صمد آیتی
۶-مهدی حبیبی
۷-اصغر مزارعی
۸-نورالله مزارعی
۹-حمدالله پژمان فر
۱۰-جهان کلانتری
۱۱-محمد کریم پور
۱۲-جمشید صناعی
گزارش از جمشید صناعی
۹۶/۵/۲۵






گروه کوهنوردی آریوبرزن بهبهان